شرح
مؤثّر باشند بايد بين آن دو علّت ، قدر جامعى باشد تا آنقدر جامع در معلول تأثير كند .
امكان ندارد ، دو علّتى كه با يكديگر مباين هستند و هيچگونه قدر جامعى ندارند در يك معلول تأثير نمايند زيرا در فلسفه هم خواندهايم كه « الواحد لا يكاد يصدر الا من الواحد » معلول واحد بايد علّتش هم واحد باشد و امكان ندارد دو علّت با وصف دوئيّت در معلول واحد تأثير نمايد و سرّش هم اين است كه بين علّت و معلول ، يك نحو ، سنخيّت و ارتباط هست آنوقت چگونه مىشود كه فرضا علّت « الف » با معلول سنخيّت داشته باشد و علت « ب » هم با آن معلول ارتباط داشته باشد امّا بين آن دو علت هيچگونه ارتباط نباشد « 1 » .
خلاصه : اگر دو علّت در يك معلول تأثير نمودند ، كشف مىكنيم آن دو علّت ، مؤثّر نيستند بلكه قدر مشتركى بين آن دو هست كه گاهى در ضمن علّت اوّل تحقّق پيدا مىكند و گاهى هم در ضمن علّت دوّم ، محقّق مىشود و آنقدر جامع با معلول سنخيّت دارد و در آن تأثير مىكند .
امّا در محلّ بحث : اينكه مىگوئيد خفاء اذان در وجوب قصر ، مؤثّر است ، بايد بين آن دو ، سنخيّت باشد زيرا هر شىء نمىتواند براى شىء ديگر ، صلاحيّت علّيّت داشته باشد پس بين آن دو ، ارتباط هست و همچنين بايد بين خفاء جدران و وجوب قصر هم ارتباط باشد پس معلول - وجوب قصر - واحد است لكن علّت « 2 » آن متعدّد مىباشد .
اكنون با استفاده از قاعدهء فلسفى « 3 » « الواحد لا يصدر الا من الواحد » مىگوئيم : معلول
هامش
( 1 ) - ارتباط و سنخيت دو علت با يك معلول ، شاهد بر اين است كه بين آن دو علت هم ارتباط هست .
( 2 ) - از شرط - خفاء اذان يا خفاء جدران - استفادهء عليت مىكنيم .
( 3 ) - حكم عقل در « تكوينيات » چنين است كه : « الواحد لا يصدر الا من الواحد » .