تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
شرح
بيان شده ؟ به عبارت ديگر : آيا در قضيّهء « إن جاءك زيد فاكرمه » نزاع در اين است كه با نبودن مجىء زيد ، وجوب شخصى مجعول در آن قضيه ، منتفى هست يا نه ؟ جواب : وجوب شخصى مجعول در نفس قضيّه ، داراى شرائطى هست و چنانچه موضوع « 1 » آن منتفى شود عقلا حكم هم منتفى مىشود و اين مسئله ، يك مطلب عقلى و مسلّم است و در تمام موارد ، جارى هست مثلا شارع مقدّس كه فرموده « الخمر حرام » چنانچه خمر به خلّ مبدّل شود و عنوان خمريّت منتفى گردد ، بديهى است كه « حرمت » هم منتفى مىشود . اگر دربارهء قضيّهء « إن جاءك زيد فاكرمه » از ما سؤال كنند مولا چه حكمى را جعل نموده ، مىگوئيم : وجوب اكرام ، عند تحقّق مجىء زيد ، جعل شده و عقل هم حكم مىكند كه اگر مجىء زيد ، منتفى شود و موضوع تغيّر پيدا كند ، آن وجوب شخصى هم منتفى مىشود . نتيجه : مفهوم در قضيّهء شرطيّه به‌معناى انتفاء شخص حكم نيست بلكه به‌معناى انتفاء « سنخ » حكم است يعنى از جنس آن وجوبى كه در قضيّهء شرطيّهء « إن جاءك زيد فاكرمه » يك فرد و مصداقش محقّق شده بود ، تحقّق ندارد « 2 » پس درعين‌حال كه حكم مجعول در قضيّهء شرطيّه ، يك حكم شخصى هست لكن ما در باب مفهوم ، عنايتى به آن حكم شخصى نداريم و بحث ما در اين است كه اگر مجىء زيد ، محقّق نشد - و موضوع تبدّل پيدا كرد - آيا همان‌طور كه شخص حكم ، منتفى هست سنخ آن‌هم منتفى مىباشد يا نه ؟ نظر قائلين به ثبوت مفهوم ، اين است كه اگر مجىء زيد تحقّق پيدا نكند حكمى از جنس
هامش
( 1 ) - يا شرط يا قيد آن . ( 2 ) - مثل اينكه مىگوئيد : از جنس « زيد » كه يك فرد از افراد انسان هست در خانه ، موجود نيست .