تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
المنحصرة ، ضرورة أنّ كلّ واحد من أنحاء اللزوم و التّرتّب محتاج في تعيّنه [ تعيينه ] الى القرينة مثل الآخر بلا تفاوت أصلا ، كما لا يخفى [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - ب : « سلّمنا » كه در مفاد و معانى حرف هم اطلاق و مقدّمات حكمت ، جارى مىشود لكن قياس محلّ بحث با « واجب نفسى و غيرى » مع الفارق است . توضيح ذلك : علّت اينكه گفتيم اطلاق صيغهء افعل ، حمل بر نفسيّت مىشود از جهت اين نبود كه واجب نفسى ، اكمل افراد و مقامش بالاتر است « 1 » زيرا اكمليّت در باب « اطلاق » نقشى ندارد بلكه علّتش اين بود كه : واجب نفسى ، محتاج به قيد نيست امّا واجب غيرى نياز به قيد دارد « 2 » . سؤال : آيا در محلّ بحث ، بين علّت منحصره و غير منحصره از جهت احتياج و عدم احتياج به قيد ، فرقى هست ؟ جواب : خير ! علّت منحصره ، يكى از مصاديق علاقهء لزوميّه و علّت غير منحصره هم يكى از افراد علاقهء لزوميّه هست و اگر محتاج به قيد باشند هر دو محتاج هستند و اگر نيازى به قيد ندارند هيچ‌كدام محتاج نيستند پس اگر بنا باشد ، از بين مصاديق ، تنها علّت منحصره « 3 » را اختيار نمائيم ، راهى غير از مسألهء اكمليّت ، مطرح نيست و اكمليّت هم در باب اطلاق ، نقشى ندارد پس مقايسهء بحث فعلى با مسألهء نفسيّت و غيريّت ، قياس مع الفارق است و از طريق اطلاق نمىتوان مطلب را اثبات نمود . تذكّر : اطلاقى كه در تقريب اوّل ، مطرح است مربوط به مفاد حرف شرط - ان و اذا - مىباشد و اكنون به بيان دو تقريب ديگر در تمسّك به اطلاق مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - مستشكل - متمسّك به اطلاق - كأن چنان توهمى نموده . ( 2 ) - مثلا صحيح نيست بگوئيم : « الوضوء واجب » بلكه بايد گفت : « الوضوء واجب اذا كانت الصلاة واجبة » يعنى : واجب غيرى داراى قيد هست امّا واجب نفسى قيد ندارد . ( 3 ) - و بگوئيم : اطلاق ، ما را به علّت منحصره راهنمائى مىكند ، اين تعيّن ، بلا معين است .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 253 | الشيخ فاضل اللنكراني