شرح
اجتماع امر و نهى ، نزاع در يك مسألهء عقلى است نه لفظى .
بايد ببينيم كه اگر طبيعتى متعلّق امر واقع شد و طبيعت ديگرى متعلّق نهى در حالى كه آن دو طبيعت خارجا امكان تصادق و اتّحاد وجودى بينشان بود ، آيا امكان اتّحاد و تصادق مذكور ، سبب مىشود كه امر از متعلّق خودش به متعلّق نهى سرايت كند و نهى هم از متعلّق خودش به متعلّق امر سرايت نمايد ؟
مسألهء سرايت و عدم سرايت به خاطر امكان تصادق ، ارتباطى به مقام دلالت و لفظ ندارد بلكه يك مسألهء عقلى است و عقل بايد حكم كند كه آيا اتّحاد وجودى ، موجب سرايت مىشود يا نمىشود بنابراين ، نزاع در باب اجتماع امر و نهى نزاع در يك مسألهء عقلى هست . از بيان مذكور نتيجه مىگيريم كه : بايد عنوان بحث را مقدارى تغيير داده و بگوئيم : به جاى كلمهء « امر و نهى » ، « وجوب و حرمت » را قرار مىدهيم و مىگوئيم : آيا وجوب و حرمت در دو عنوان ممكن التصادق قابل اجتماع هست يا نه ؟
البتّه فرقى نمىكند كه ايجاب و تحريم از طريق كتاب و سنّت - دليل لفظى - ثابت شود يا از طريق اجماع و عقل - دليل غير لفظى - يعنى : بحث در دلالت لفظى نيست بلكه نزاع در « اجتماع » وجوب و حرمت است خواه به دليل لفظى ثابت شده باشد يا غير لفظى مثلا اگر اجماع ، موجب وجوب شىء شد و همچنين اگر اجماع ، شىء را حرام نمود و آن دو شىء در خارج متصادق شدند باز مسألهء اجتماع امر و نهى مطرح مىشود و اين مسألهء ، مربوط به مقام دلالت و لفظ نيست .
ممكن است كسى بگويد دو قرينه وجود دارد كه نزاع مذكور ، مربوط به مقام لفظ است نه عقل .
قرينهء اوّل : اصوليين در عنوان مسئله ، تعبير به امر و نهى كرده و گفتهاند : آيا اجتماع امر و نهى ، جائز است يا نه ؟ آنها نگفتهاند كه آيا اجتماع وجوب و حرمت ، جائز است يا ممتنع ، و بديهى است كه امر و نهى با وجوب و حرمت ، متفاوت هست يعنى : امر