شرح
1 - گاهى نهى به سبب و ذات معامله تعلق مىگيرد منتها نه از باب اينكه سبب در مسبّب تأثير مىكند بلكه از جهت اينكه سبب ، يكى از افعال مكلّف است « 1 » مانند بيع وقت ندا « 2 » .
سؤال : معناى حرمت بيع وقت ندا چيست و چه چيزى در آن هنگام حرام است ؟
جواب : معاملهء وقت ندا از جهت اينكه نسبت به صلات جمعه ، بىاعتنايى هست ، حرام مىباشد نه از نظر اينكه تأثير در ملكيّت مىكند و سببيّت دارد لذا نفس بيع ، محرّم است « لا بما هو مؤثّر فى الملكيّة بل بما هو عمل من اعمال المكلّف » لذا اگر مكلّفى در وقت ندا به جاى انجام معامله ، به نظافت مغازهء خود هم بپردازد ، عملش محرّم است زيرا آن عمل هم با اتيان صلات جمعه ، مزاحم است .
2 - گاهى نهى به مسبّب - مضمون معامله - تعلّق مىگيرد - از جهت اينكه مسبّب هم فعل مكلّف است « 3 » - مانند بيع مصحف يا عبد مسلمان به كافر كه در آن دو ، ملكيّت كافر ، نسبت به مصحف يا عبد مسلمان ، مبغوض شارع مقدّس است پس نهى به مسبّب - بما هو مسبّب - تعلّق گرفته است .
3 - گاهى نه سبب ، حرام است و نه مسبّب بلكه توصّل و رسيدن به مسبّب از طريق سبب خاص ، منهى عنه و حرام است اما چنانچه از طريق ديگرى « 4 » آن مسبّب ايجاد شود ، حرام نيست مانند ملكيّت « زائد » از طريق بيع ربوى . اگر مكلّفى ، يك من گندم را به دو من گندم فروخت ، در اين صورت آيا « نفس البيع بما هو فعل من افعال المكلّف » مبغوض شارع است يا اينكه ملكيّت زائد - يك من گندم اضافه - از نظر شارع ، مبغوضيّت دارد يا امر ديگرى ؟
هامش
( 1 ) - فعل مباشرى مكلف است .
( 2 ) - در زمانى كه صلات جمعه ، داراى وجوب است .
( 3 ) - فعل معالواسطهاى هست كه انسان از طريق سبب به آن مسبّب توصل پيدا مىكند .
( 4 ) - غير از آن سبب خاص .