شرح
خلل و نقصى نباشد ، مىگوئيم : « هذا صحيح » و چنانچه در آن نقص باشد ، چنين تعبير مىكنيم : « هذا فاسد » .
اينك متذكّر دو مطلب مىشويم :
1 - صحّت و فساد ، دو امر اضافى و اعتبارى هست ، ممكن است شىء از يك جهت و به خاطر يك اثر ، اتّصاف به صحّت داشته باشد امّا از جهت و اثر ديگر ، اتّصاف به صحّت پيدا نكند .
در بحث « صحيح و اعم » هم گفتيم كه آيا به نماز چهار ركعتى كه داراى تمام شرائط باشد ، عنوان « صحيح » داده مىشود يا عنوان « باطل » ؟
نمىتوان گفت صلات مذكور ، داراى صحّت مطلق است زيرا صحّت به حسب حالات مكلّف - در سفر ، حضر ، اختيار و اضطرار - مختلف مىشود و حال آنكه معناى « صحيح » و « صحّت » يكى هست و اختلاف افراد ، باعث اختلاف معنا نمىشود مثلا نماز صحيح براى مسافر ، دو ركعت و براى شخص حاضر ، چهار ركعت است و عكس آن باطل است و همچنين نماز در حال اضطرار و بيمارى جالسا خوانده مىشود ولى در حال اختيار قائما بايد خوانده شود و حال آنكه تمام آنها در مواضع خود ، صحيح هستند لذا معلوم مىشود كه معناى صحّت ، عبارت از « تماميّت » و تماميّت در مورد فردى ، دو ركعت و در حقّ شخص ديگر چهار ركعت است و . . .
نتيجه : صحّت و فساد ، مانند سواد و بياض نيست . سواد و بياض ، دو وصف حقيقى و دو عرض متضاد هستند اگر شىء متّصف به بياض شد ، امكان ندارد اتّصاف به سواد هم پيدا كند به خلاف صحّت و فساد كه دو امر اعتبارى مىباشند و ممكن است هر دو در يك مورد جمع شوند امّا به حسب حالات ، آثار و انظار ، مختلف باشند .