الثّالث : ظاهر لفظ النّهي و ان كان هو النّهي التّحريميّ ، الا أنّ ملاك البحث يعم التّنزيهي ، و معه لا وجه لتخصيص العنوان ، و اختصاص عموم ملاكه بالعبادات لا يوجب التّخصيص به ، كما لا يخفى [ 1 ] .
شرح
بين « حرمت » و بين « فساد » عبادت ، ملازمه هست يا نه « 1 » ؟
نتيجه : مسئله ، داراى دو شق هست در قسمت معاملات ، مربوط به باب الفاظ است امّا در باب عبادات ، عقلى مىباشد .
جواب : ما در باب عبادات هم مسئله را به اين بيان ، لفظى قرار مىدهيم : در باب عبادات هم كه نزاع در حكم عقل است كه آيا عقل بين حرمت و فساد ، ملازمه قائل است ، نتيجتا بحث در دلالت التزامى هست . اگر ملازمهء عقلى ثابت شد ، نهى به دلالت التزامى - كه يكى از اقسام دلالات لفظيّه هست - دلالت بر فساد مىكند و چنانچه ملازمه نبود ، دلالت التزاميّه هم مطرح نيست پس گرچه ريشهء نزاع در باب عبادات بر محور حكم عقل ، دور مىزند امّا نتيجهاش را مىتوان به مباحث و عالم الفاظ برگرداند .
جمعبندى : هم در باب عبادات و هم در باب معاملات مسألهء اقتضاى نهى - للفساد - يك مسألهء لفظيّه هست به خلاف بحث اجتماع امر و نهى كه عقليّهء محضه بود و هيچ ارتباطى به مباحث الفاظ پيدا نمىكرد .
3 - ملاك بحث ، شامل نهى « تنزيهى » هم مىشود
[ 1 ] - سؤال : اينكه بحث مىكنيد آيا نهى از شىء ، مقتضى فساد آن است يا نه ،هامش
( 1 ) - در باب عبادات برفرض ثبوت ملازمه ، يك طرف « حرمت » است - خواه از طريق دليل لفظى ثابت شده باشد يا از طريق دليل غير لفظى مانند اجماع - و طرف ديگرش « فساد » است و كسى كه هم ملازمه را انكار مىكند يك طرفش را فساد و طرف ديگرش را حرمت قرار مىدهد و اصلا با نهى و لفظ ارتباطى ندارد پس هم مثبتين و هم نافين ملازمه ، يك طرف را فساد و طرف ديگر را حرمت قرار مىدهند و به عالم الفاظ عنايتى ندارند پس مسئله ، عقلى است نه لفظى .