تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
شرح
جواب : محقّق قمى رحمه اللّه توهّم نموده‌اند كه : نزاع ، اختصاص به نهى نفسى دارد لكن بايد گفت در محلّ نزاع ، فرقى بين نهى غيرى و نفسى نيست و مسألهء استحقاق و عدم استحقاق عقوبت ، ارتباطى به ما نحن فيه ندارد . آنچه به محلّ بحث ، مربوط مىشود اين است كه : آيا حرمت ، ملازم با فساد هست يا نه خواه آن حرمت ، نفسى باشد يا غيرى . شاهد : در بحث « ضد » ثمره‌اى براى آن مسئله ذكر كرده‌اند كه اينك به بيان آن مىپردازيم : آيا امر به « ازاله » مقتضى نهى از « صلات » هست يا نه ؟ اگر مقتضى باشد ، صلات ، عبادتى است كه منهى عنه واقع شده و عبادت منهى عنه ، باطل است پس ثمرهء قول به « اقتضا » بطلان صلات است - البتّه در صورت ترك ازاله . سؤال : اينكه امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد هست ، آن نهى متعلّق به صلات ، نفسى هست يا غيرى ؟ جواب : نهى مذكور ، غيرى هست زيرا در بحث ضد بيان كرديم كه : قائلين به « اقتضا » غالبا بر مسألهء مقدّميّت ، تكيه كرده و گفته‌اند : ترك صلات ، مقدّمهء ازاله هست ، ازاله كه واجب شد ترك صلات هم مقدّمهء ازاله و داراى وجوب مىشود و وجوب آن ، مقدّمى - غيرى - مىباشد ، اگر ترك صلات ، وجوب غيرى پيدا كرد ، فعل صلات ، حرام مىشود و حرمتش هم از سنخ همان وجوب « 1 » هست . اگر ترك شىء وجوب غيرى پيدا كرد ، فعلش هم حرمت غيرى دارد پس نهى متعلّق به فعل صلات « 2 » ، غيرى هست و مع ذلك گفته‌اند آن نهى غيرى ، اقتضاى فساد نماز را دارد پس چرا محقّق قمى رحمه اللّه نزاع را اختصاص به نهى نفسى داده‌اند بلكه بايد گفت : نهى ، اعم از نفسى و غيرى هست و قائلين به اقتضاى فساد در هر دو ، حكم به ملازمهء بين حرمت و فساد مىنمايند پس نتيجتا بين نهى نفسى و
هامش
( 1 ) - يعنى : غيرى هست . ( 2 ) - در مسألهء : صلات و ازاله .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 182 | الشيخ فاضل اللنكراني