شرح
تحقّق ندارد تكليف به محال محقّق شده ؟
جواب : مسألهء « الامتناع او الايجاب بالاختيار لا ينافى الاختيار » اصلا ارتباطى به بحث فعلى ندارد بلكه در پاسخ به اشاعره به آن استدلال شده كه :
اشاعره گفتهاند انسان در اعمال خودش اختيار ندارد بلكه مضطر است و به قاعدهء « الشّىء ما لم يجب لم يوجد و ما لم يمتنع لم ينعدم » استدلال كردهاند ، هر شىء تا ضرورت وجود پيدا نكند موجود نمىشود و هر شىء معدومى تا امتناع وجود پيدا نكند معدوم نمىشود لذا تمام افعال وجودى ، اضطرارى هست و در كلّيّهء افعال عدمى ، اضطرار و امتناع تحقّق دارد .
براى ابطال استدلال اشاعره گفتهاند بايد ببينيم معناى « الشىء ما لم يجب لم يوجد » چيست .
بديهى است كه « الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار » ، فرضا شما كه اكنون اراده مىنمائيد و به دنبال آن ، مراد شما ضرورت وجود پيدا مىكند ، اساس و ريشهء آن ضرورت ، اختيار و ارادهء شما هست ، اختيار ، اراده و انتخاب شما وجوب وجود را محقّق نمود و اگر اراده ، باعث وجوب وجود شود منافاتى با ارادى بودن ندارد بلكه مقوّى و مؤكّد ارادى بودن هست . و همچنين در موردى كه انسان اراده نمىكند و شىء موجود نمىشود ، در اثر عدم ارادهء شما ، امتناع وجود محقّق شده ، اگر اراده مىنموديد ، وجود پيدا مىكرد و امتناعى كه ناشى از عدم اراده باشد ارادى بودن عدم را ثابت مىكند نه امتناع آن را .
خلاصه : قضيّهء مذكور ، مربوط به جواب استدلال اشاعره هست و ارتباطى به بحث خروج از دار غصبى ندارد .
نتيجه : اين قول هم در مورد خروج از دار غصبى به نظر مصنّف ، باطل بود و حق ، همان قول خودشان است كه بيان كرديم .