شرح
امّا اگر مقدّمهاى محرّم شد به هيچ وجه ، امر به آن توجّه پيدا نمىكند .
ب : اينكه مىگوئيد « خروج » هم مأمور به و هم منهى عنه به نهى سابق هست ، سؤال ما اين است كه مگر خروج « فعل واحد » و داراى « عنوان واحد » نيست ؟
آرى ! آيا فعل واحد كه داراى عنوان واحد باشد چگونه مىتواند هم مأمور به و هم منهى عنه باشد ، كسانى هم كه قائل به جواز اجتماع امر و نهى هستند وجود « عنوانين » را مجوّز اجتماع مىدانند امّا اگر فعل واحد ، داراى عنوان واحد باشد آنها هم قائل به جواز نمىشوند .
اشكال : قائلين به قول مذكور نمىگويند « خروج » الآن هم مأمور به هست و هم منهى عنه است بلكه نظرشان اين است كه : الآن مأمور به هست و سابقا منهى عنه بوده و اكنون نهى فعلى متوجّه خروج نيست و خروج در آن واحد دو حكم ندارد ، « مكلّف » قبل از آنكه وارد خانهء غصبى شود خروج برايش منهى عنه بود امّا اكنون كه وارد خانه شده ، خروج براى او مأمور به هست و دو حكم در يك « زمان » جمع نشده .
جواب : آنچه كه در اجتماع وجوب و حرمت ، مؤثّر است و اجتماع را تصحيح مىنمايد اين است كه متعلّقها متفاوت باشد يعنى : واجب ، يك شىء و حرام ، شىء ديگر باشد مثلا اكرام زيد در روز جمعه ، واجب و در روز شنبه ، حرام باشد يعنى :
« الواجب غير الحرام ، الواجب اكرام زيد يوم الجمعة ، الحرام اكرام زيد يوم السّبت » امّا اگر مسئله برعكس شد و متعلّقها متّحد شدند ، اثرى ندارد .
سؤال : آيا مولا در روز چهارشنبه مىتواند به عبدش بگويد : « يجب اكرام زيد يوم الجمعة » و روز پنجشنبه هم بگويد : « يحرم اكرام زيد يوم الجمعة » ؟
چنين مسألهاى امكانپذير نيست گرچه زمان ايجاب و تحريم متعدّد است امّا متعلّق « 1 » ،
هامش
( 1 ) - اكرام زيد در روز جمعه .