تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
شرح
الف : جواب نقضى : علت اينكه شيخ اعظم فرموده‌اند خروج از دار غصبى در هيچ حالى مبغوضيّت ندارد ، اين است كه : « خروج » متفرّع بر « دخول » است و تا وقتى كسى وارد خانهء غصبى نشود ، موضوعى براى خروج تحقّق پيدا نمىكند پس فردى كه در كنار درب خانهء غصبى ايستاده ، مفهومى ندارد كه خروج ، نسبت به او منهى عنه باشد . مصنّف رحمه اللّه : بيان مذكور ، منتقض به نفس « بقا » در دار غصبى هست . آيا كسى كه در كنار درب خانهء غصبى ايستاده و هنوز وارد نشده ، فقط از نظر « ورود » داراى حكم است يا هم از نظر « ورود » و هم از نظر « بقا » حكم دارد ؟ مرحوم شيخ ، تصريح نمودند كه مسلّما هم ورود و هم بقاء در دار غصبى حرام است . سؤال : كسى كه هنوز وارد خانهء غصبى نشده همان‌طور كه خروجش متفرّع بر دخول است بقاء او هم متفرّع بر دخول مىباشد « ما الفرق بين البقاء و الخروج من هذه الجهة » فردى كه فعلا خارج از خانهء غصبى هست به نظر شيخ اعظم ، چيزى كه براى او مقدور هست و مىتواند تكليف به آن تعلّق گيرد ، « دخول » در خانهء غصبى است پس چرا شما بقا را بلا اشكال حرام مىدانستيد درحالىكه بين « بقا » و « خروج » از اين جهت ، هيچ فرقى نيست ؟ آرى از نظر ديگر ، بين آن دو ، تفاوت است ، وقتى مكلّف ، وارد خانهء غصبى شد با دو محذور ، مواجه است يكى اينكه آنجا باقى بماند و ديگر اينكه از آنجا خارج شود و در دوران بين محذورين ، عقل حكم مىكند كه هركدامش محذور كمترى دارد بايد انتخاب شود و ما در مقام مقايسه مىبينيم محذور « خروج » كمتر است زيرا فرضا مستلزم پنج دقيقه تصرّف در ملك غير است امّا بقا ، مستلزم ساعت‌ها يا روزها تصرّف در خانهء