تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
شرح
مرحوم شيخ مثالى را دارند : اگر شرب خمر ، علاج منحصر يك كسالت مهلكه باشد ابتداء مىتوان گفت شرب خمر ، حلال است زيرا حفظ نفس و نجات از هلاكت برآن ، متوقّف است امّا چنانچه كسى اصلا گرفتار آن كسالت نشده باشد تا اينكه علاج منحصرش شرب خمر باشد چگونه دربارهء او مىتوان تعبير نمود ؟ آيا بايد گفت : « هذا الشّخص لم يشرب الخمر » لابد او مبتلاى به كسالت مهلكه‌اى كه علاجش شرب خمر بوده ، نشده . خلاصه اينكه نمىتوان گفت هذا الشّخص لم يشرب الخمر و اگر چنان تعبيرى نمائيم به نحو قضيّهء سالبهء به انتفاء موضوع هست يعنى موضوعى براى شرب خمر محقّق نشده كه به دنبالش شرب خمر تحقّق پيدا كند . مسألهء « خروج » عينا همان عنوان را دارد - از نظر تفرّعش بر دخول - نسبت به كسى كه هنوز وارد خانه نشده نمىتوان تعبير نمود كه « هذا الشّخص متمكّن من الخروج » يا « هذا الشّخص غير متصرّف بالخروج » ، تعبير مذكور ، صحيح نيست مگر به نحو قضيّهء سالبهء به انتفاء موضوع بلكه بايد گفت « هذا الشّخص لم يدخل فى الدّار حتّى يكون متمكّنا من الخروج » . خلاصهء نظر شيخ اعظم رحمه اللّه : اصلا قبول نداريم كه خروج در هيچ حالى - نه قبل از ورود و نه بعد از ورود - حرام باشد . قبل از ورود در خانه غصبى عنوان ابتلاء به خروج ، مثل همان قضيّهء سالبهء به انتفاء موضوع هست و بعد از ورود ، غير از عنوان حسن هيچ عنوانى برآن منطبق نيست لذا مىگوئيم خروج از دار غصبى مأمور به هست - ليس الّا .