شرح
در تنبيه قبل بيان كرديم كه :
با اجراى استصحاب نمىتوان آثار غير شرعى - عقلى و عادى - را ثابت نمود مثلا فردى در سنّ پنجسالگى از نظر غائب شده و تا الآن مدّت بيست سال غيبت او ادامه داشته ، اكنون چون يقين به حيات او - نسبت به زمان سابق - داريم ، بقاء حيات او را استصحاب مىكنيم ، در مثال مذكور با اجراى استصحاب مىگوئيم تقسيم و تصرّف در اموال او حرام است - يعنى اثر شرعى حيات زيد را ثابت مىكنيم - امّا نمىتوان گفت او داراى « لحيه » هم هست .
و همچنين در استصحاب نمىتوان آن اثر شرعى را ثابت نمود كه بر لازم عقلى يا عادى مستصحب مترتّب است .
مثلا با استصحاب حيات زيد نمىتوان گفت كه : چون پدر او نذر كرده - كه اگر فرزندم داراى لحيه شود صد درهم صدقه مىدهم - پس بايد به نذرش عمل نمايد و صدقه بدهد . در مثال مذكور ، اثر شرعى - وجوب تصدّق - مع الواسطه - نبات لحيه - اثر موضوع و مستصحب - حيات زيد - است .
مصنّف در تنبيه نهم فرمودهاند : عدم ترتّب آثار غير شرعى « 1 » و همچنين عدم ترتب آثار شرعيهاى كه با واسطهء غير شرعى براى مستصحب ، ثابت است - عدم ترتب مذكور - در آن آثارى است كه براى مستصحب است « واقعا » يعنى آن آثارى كه اثر مستصحب واقعى است مثلا با استصحاب بقاء حيات زيد نمىتوان گفت كه او داراى لحيه هم شده است زيرا نبات لحيه ، اثر حيات واقعى زيد است نه اثر حيات تعبّدى زيد بهعبارت ديگر ، نبات لحيه ، اثر مطلق حيات - اعم از واقعى و تعبّدى -
هامش
( 1 ) - لوازم عقلى و عادى .