المنع ، و ترتب عدم الاستحقاق مع كونه عقليّا على استصحابه ، إنّما هو لكونه لازم مطلق عدم المنع و لو في الظاهر ، فتأمّل [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - از اينكه گفتيم در باب استصحاب روى كلمهء « حكم » تكيه نمىكنيم ، نتيجهاى مىگيريم كه :
در بحث برائت مشاهده كرديم كه بعضى به حديث رفع و قاعدهء قبح عقاب بلا بيان تمسّك كردهاند و بعضى در باب اصالة البراءة از راه استصحاب البراءة پيش آمده و گفتهاند :
مثلا قبل از اينكه اسلام بيايد ، شرب تتن ممنوعيّتى نداشته و اكنون كه شك نمودهايم ممنوعيّت دارد يا نه ، استصحاب عدم ممنوعيّت و استصحاب برائت از حرمت ، جارى مىكنيم . مرحوم شيخ در كتاب رسائل ، استدلال مذكور را مورد مناقشه قرار داده و فرمودهاند استصحاب عدم را براى چه منظورى جارى مىكنيد آيا مىخواهيد نتيجه بگيريد كه در ارتكاب شرب تتن ، استحقاق عقوبت وجود ندارد ؟
اگر منظورتان اين باشد ، نمىتوانيد استصحاب ، جارى كنيد زيرا استحقاق و عدم استحقاق عقاب ، مسألهاى نيست كه ارتباطى به شارع بما هو شارع داشته باشد بلكه عقل حكم مىكند در صورت عصيان ، استحقاق عقاب و در صورت اطاعت ، استحقاق ثواب ، ثابت است لذا اگر شما استصحاب عدم ممنوعيّت را بهمنظور عدم استحقاق عقوبت جارى مىكنيد ، بدانيد كه عدم استحقاق عقاب ، حكم عقلى است و با جريان استصحاب مذكور نمىتوان چنين نتيجهاى گرفت .
آيا مناقشهء مرحوم شيخ ، وارد است يا نه ؟
در پاسخ به شيخ اعظم « ره » مىگوئيم استصحاب عدم منع ، نيازى به اثر ندارد ، استصحاب عدم منع مانند نفس « منع » است در استصحاب حكم شرعى لازم نيست به دنبال يك اثر ديگرى برويم نفس استصحاب عدم ممنوعيّت ، مانند استصحاب