شرح
تساقط برقرار است . تاكنون اصل توهّم مرحوم نراقى را بيان كردهايم .
دفع توهّم : اكنون درصدد زائل كردن توهّم مذكور هستيم .
بيان ذلك : طهارت حدثيّه و خبثيّه - و ما يقابلها « 1 » - از امورى هستند كه وقتى به وسيلهء اسبابشان تحقّق پيدا كردند ، ادامه پيدا مىكنند تا اينكه رافعى بيايد و آنها را زايل كند يعنى هميشه شكّ ما در بقاء آنها از جهت شك در وجود رافع است نه شك در مقتضى .
بهعبارت ديگر به فاضل نراقى « ره » مىگوئيم شكّ ما در بقاء آنها از جهت شك در مقدار تأثير اسباب آنها - شك در مقتضى - نيست مثلا وقتى بهوسيلهء وضوء طهارت از حدث حاصل شد و سپس بلل مشتبهى از شخص متطهر خارج گرديد ، شك ما در اين جهت نيست كه آيا تحصيل وضوء ، سبب طهارت است ، حتّى بعد از خروج مذى كه ما در مقدار تأثير وضوء ، شك داشته باشيم كه آن وضوء تا چه اندازه و تا چه زمانى براى ما طهارت آورده ، بلكه مىگوئيم آن طهارتى كه بهوسيلهء وضوء حاصل شده است ، اگر رافعى نيايد فرضا تا ده سال باقى است و چون در وجود رافع ، شك داريم دائما استصحاب بقاء طهارت جارى مىشود و مىگوئيم اصل ، اين است كه بعد از خروج مذى ، طهارت قبلى باقى است . خلاصه اينكه شك ما در مقدار تأثير سبب نيست كه استصحاب عدم هم جارى شود و در نتيجه استصحاب عدم با استصحاب وجود - استصحاب طهارت - تعارض و تساقط كنند .
و همچنين در مورد طهارت خبثيّه كه آن لباس با نجاست - بول - ملاقات نموده بود ، مىگوئيم :
هامش
( 1 ) - من الحدث و الخبث .