شرح
ب : ما در اين جهت ، شك داريم كه آيا تحصيل وضوء ، سبب طهارت است حتّى بعد از خروج مذى ، يا اينكه وضوء ، تا زمان خروج مذى ، سبب طهارت است - شكّ ما در مقدار تأثير سبب طهارت است - در نتيجه مىگوئيم :
اصل ، اين است كه آن سبب ، براى طهارت بعد از خروج مذى سببيّت ندارد بنابراين :
بعد از خروج مذى ، هم استصحاب طهارت ، جارى مىشود و هم استصحاب عدم سببيّت وضوء براى طهارت بعد از خروج مذى .
2 - در مورد طهارت خبثيّه : فرض كنيد نجاستى - بول - به لباسى اصابت نمود و ما شك نموديم كه آيا در تطهير لباس متنجّس يكمرتبه شستن - غسل مرّه - كافى است يا اينكه در تطهير لباس تعدّد غسل - مرّتين - معتبر است .
در فرض مذكور اگر براى تطهير لباس فقط يكمرتبه آن را بشوئيم و در بقاء نجاست شك داشته باشيم دو نوع استصحاب ، جارى مىشود :
الف : از طرفى مىگوئيم بعد از غسل مرّة واحده ، آن نجاست قبلى باقى است يعنى بقاء نجاست را استصحاب مىنمائيم .
ب : از طرفى هم مىگوئيم اصابت نجاست و ملاقات مذكور كه سبب تنجّس لباس بود ، آيا سببيّتش آنقدر قوى بود كه بعد از غسل مرّة واحده هم باقى باشد يا اينكه ملاقات با نجاست - بول - تا زمان غسل مرّة واحده ، باقى است يعنى بعد از يكمرتبه ، شستن ، آن لباس پاك مىشود .
در فرض مذكور مىگوئيم :
اصل ، عدم سببيّت ملاقات براى نجاست بعد از غسل مرّة واحده هست يعنى لباس مذكور ، پاك شده و در نتيجه با جريان دو قسم استصحاب ، بين آنها تعارض و