تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شرح
هم آن حكم تعليقى بقاء دارد يا نه ؟ مثلا در بعضى از روايات شريفه چنين آمده است « العنب اذا غلى يحرم » يعنى يك حرمت مشروط و معلّق بر غليان ، نسبت به عنب ثابت شده است . بنابراين در دليل مذكور ، حرمت بر غليان ، معلّق شده و موضوع آن‌هم عبارت است از « عنب » و چيزى كه منشأ شك گشته ، اين است كه آن انگور ، حالت رطوبت خود را از دست داده و حالت يبوست و خشكى پيدا كرده - به كشمش و مويز مبدل گشته - و ما معتقديم كه موضوع با تغيير حالت عنبى به زبيبى ، عوض نمىشود و اين‌چنين نيست كه قضيّهء متيقّنه و مشكوكهء ما متغاير شوند لكن درعين‌حال كه قضيّتين ، متّحد است ، همين تبدّل حالت عنبى به زبيبى براى ما ترديد و شك ايجاد نموده است كه اگر انگور ، خشك گردد و به كشمش و مويز تبديل شود ، آيا آن كشمش هم اگر غليان پيدا كند ، حرام مىشود و آيا آن حرمت تعليقى معلّق بر غليان كه نسبت به انگور ، ثابت بود براى كشمش هم ثابت است يا نه ؟ اينجاست كه بحث استصحاب تعليقى مطرح مىشود حال ببينيم آيا آن حكم تعليقى قابل استصحاب هست يا نه و آيا ادلّهء استصحاب در مورد آن جارى مىشود يا نه ؟

آيا احكام تعليقى قابل استصحاب هست ؟

در استصحاب غير از قضيّهء متيقّنه و مشكوكه و غير از يقين به ثبوت و شك در بقاء ، به چيز ديگرى نياز نداريم و همان‌طور كه اين يقين به ثبوت و شك در بقاء در غالب موارد - استصحاب احكام تنجزيّهء مطلقه - تحقّق دارد در استصحاب احكام تعليقيه و مشروطه هم تحقّق دارد و در دو ركن استصحاب ، اختلالى وجود ندارد .