تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
شرح
رفته است ، نبوده بلكه احتمال مىدهيم كه يك فرد ديگرى هم همراه فرد اوّل يا مقارن زوال فرد اوّل بوده است كه اگر آن فرد دوّم تحقّق داشته ، اكنون كه فرد اوّل مرتفع شده است كلّى ، در ضمن فرد دوّم ، باقى است . مثال غير شرعى « 1 » : يقين داريم كه كلّى انسان در ضمن زيد در خانه تحقّق پيدا كرده و اكنون يقين داريم كه زيد از خانه خارج شده است امّا احتمال مىدهيم هنگامى كه زيد در خانه بود ، عمرو هم در آنجا بوده و يا اينكه مقارن خروج زيد از خانه - بدون هيچ فاصله‌اى - عمرو وارد خانه شده است . مثال شرعى : زيد يقين دارد كه به حدث اصغر محدث شده - پس كلّى حدث در ضمن حدث اصغر متيقّن شده - لكن احتمال مىدهد مقارن تحصيل وضوء - كه حدث اصغر مرتفع شده - به حدث اكبر محدث شده باشد . سؤال : آيا استصحاب كلّى قسم سوّم را مىتوان جارى نمود ؟ جواب : « ففي استصحابه اشكال اظهره عدم جريانه . . . » . اظهر اين است كه استصحاب كلّى قسم سوّم نمىتواند جارى شود . بيان ذلك : آرى ، ما وجود كلّى را عين وجود فرد مىدانيم و تغايرى بين وجود كلّى و فرد نمىبينيم لكن مسألهء مهم ، اين است كه آيا وجود كلّى در ضمن افراد متعدد هم يك وجود است يا وجودات متعدّد است ، اگر كلّى در ضمن دو يا سه فرد تحقّق پيدا كرد ، آيا در اين صورت يك وجود ، براى كلّى هست يا اينكه وجودات متعدّد براى كلّى تحقّق دارد و اگر زيد و عمرو هر دو در خانه بودند ، شما مىگوئيد « انسان واحد » در خانه وجود دارد يا اينكه « دو انسان » در خانه موجود هست ؟
هامش
( 1 ) - تكوينى .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 374 | الشيخ فاضل اللنكراني