تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
شرح
العمر - بنابراين اگر آن كلّى و آن حيوان ، ضمن فيل موجود شده ، در زمان شكّ ، مسلّما باقى است و چنانچه در ضمن پشه موجود شده ، در زمان شك قطعا از بين رفته است . مثال شرعى - فرض كنيد حدثى از شخصى صادر شد فرضا مايع و رطوبتى مشتبه از او خارج شد كه بين بول و منى مردّد است « 1 » سپس وضوء گرفت بعد از وضوء ، ترديد پيدا كرد كه اگر آن مايع ، منى - حدث اكبر - بوده ، اكنون باقى است و به‌واسطهء وضوء ، مرتفع نشده امّا اگر بول - حدث اصغر - بوده مسلّما به‌واسطهء وضوء ، مرتفع شده است بنابراين ما نسبت به كلّى حدث كه مردّد بين اصغر و اكبر است ، يقين داشته لكن از جهت ترديد بين حدث اصغر و اكبر ، بعد از تحصيل وضوء ، شك نموده‌ايم كه آن حدث ، زائل شده ، يا باقى است . سؤال : آيا در فرض مسئله ، استصحاب كلّى قسم دوّم را مىتوان جارى نمود يا نه ؟ جواب : مانعى از جريان استصحاب كلّى قسم دوّم ، وجود ندارد زيرا در اركان استصحاب و قضيّه متيقّنه و مشكوكه ، نقصى نيست و در مثال مذكور ، كلّى حيوان و كلّى حدث متيقّن بود و بعد ، شكّى بر ما عارض شد كه آيا آن كلّى باقى است يا نه ، همان يقين به حدوث و شكّ در بقاء كه در تمام موارد ، براى استصحاب ، ركنيّت دارد ، در اين قسم هم موجود است و مانعى براى جريان استصحاب كلّى قسم دوّم وجود ندارد و تمام احكام و لوازم شرعيّه و عقليّه آن كلّى را مىتوان مترتّب نمود و با جريان استصحاب كلّى ، آثار كلّى حدث - قدر مشترك - از قبيل عدم جواز دخول در
هامش
( 1 ) - و لم يعلم الحالة السّابقة .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 365 | الشيخ فاضل اللنكراني