تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و إن كان الشّكّ فيه من جهة تردّد الخاصّ الّذي في ضمنه ، بين ما هو باق أو مرتفع قطعا ، فكذا لا إشكال في استصحابه ، فيترتّب عليه كافّة ما يترتّب عليه عقلا أو شرعا من أحكامه و لوازمه [ 1 ] .
شرح
خانه ، خارج شده است . در استصحاب كلّى قسم اوّل و در مثال مذكور دو نوع استصحاب مىتوان جارى نمود . الف - استصحاب فرد - يعنى استصحاب بقاء زيد در خانه . ب - استصحاب كلّى - يعنى استصحاب بقاء انسان . خلاصه : در كلّى قسم اوّل ، هم در فرد مىتوان استصحاب را جارى نمود و هم در كلّى و در نتيجه با جريان استصحاب ، اثر مربوط به هركدام را مىتوان ثابت نمود .

استصحاب كلّى قسم دوّم

[ 1 ] - گاهى مىدانيم كه كلّى تحقّق پيدا كرده است لكن منشأ شكّ ما در بقاء كلّى ، اين است كه نمىدانيم از ابتداء كه آن كلّى موجود شد ، در ضمن كدام فرد بود ، اگر در ضمن فرد قصير العمر محقّق شده باشد ، مسلّما در زمان شك ، آن كلّى از بين رفته است ولى چنانچه كلّى در ضمن فرد طويل العمر تحقّق پيدا كرده ، قطعا در زمان شك ، باقى است بنابراين ، يك طرف قضيّه ، مقطوع الزّوال و طرف ديگرش مقطوع البقاء هست لذا چون مردّد هستيم ، نمىدانيم كه آيا كلّى باقى است يا نه ؟ مثال غير شرعى « 1 » - مىدانيم حيوانى در خانه ، موجود بود امّا نمىدانيم آن حيوان در ضمن فيل - حيوان طويل العمر - محقّق شد يا در ضمن پشه - حيوان قصير
هامش
( 1 ) - تكوينى .