شرح
ولى خودم ، نسبت به آن يقين نداشتم و درعينحال ، هنگام ظهر در بقاء آن نجاست شكّى بر من عارض شد ، آيا در اين فرض ، استصحاب ، جارى مىشود ؟
و يا در باب احكام كلّى ، اگر حكمى براى ما متيقّن نبود ، بلكه خبر واحد معتبر آن حكم را ثابت كرده بود و درعينحال ، براى ما در بقاء آن حكم ، شكّى عارض شد ، آيا در اين موارد استصحاب ، جارى مىشود يا نه ؟
گفته شده است كه نمىتوان استصحاب را جارى نمود ، مخصوصا طبق مبناى مصنّف - در مورد حجّيّت امارات معتبره - كه فرمودهاند : امارات و طرق نسبت به احكام ، طريقيّت دارند ، مثلا وقتى خبر واحد معتبر ، دلالت بر وجوب نماز جمعه در عصر غيبت نمود ، خبر واحد مذكور چه نقشى دارد و معناى حجّيّت آن چيست ؟
آيا برطبق آن يك حكم واقعى وجود دارد ؟
ما كه نمىدانيم كه طبق آن يك حكم واقعى تحقّق دارد يا نه .
آيا شارع مقدّس برطبق آن ، يك حكم ظاهرى انشاء مىكند « 1 » - على جميع التّقادير - تا ما آن حكم را استصحاب نمائيم ؟
مصنّف فرمودهاند « 2 » معناى حجّيّت امارات و خبر واحد مانند حجّيّت قطع و ظنّ انسدادى « 3 » بنا بر حكومت - نه كشف - عبارت است از معذّريّت و منجّزيّت .
معنا و مقتضاى جملهء « القطع حجّة » چيست ؟
هامش
( 1 ) - كما هو ظاهر الاصحاب .
( 2 ) - در مبحث ظنّ ، در جمع بين حكم واقعى و ظاهرى و پاسخ اشكالات ابن قبه ر . ك ايضاح الكفاية 4 / 169 .
( 3 ) - قطع و ظنّ انسدادى بنا بر حكومت داراى حجّيّت عقليّه هستند نه شرعيّه و نيز ر . ك ايضاح الكفاية 4 / 38 .