فيترتّب عليه الأثر فعلا فيما كان هناك أثر ، و هذا هو الأظهر [ 1 ] .
شرح
تنبيه دوّم [ در جريان استصحاب ، شك در بقاء شىء ، على تقدير الثّبوت كافى است يا نه ؟ ]
[ 1 ] - آيا در استصحاب ، شك در بقاء شىء ، على تقدير الثّبوت كافى است ؟ در تنبيه اوّل ، بيان كرديم كه در استصحاب بايد يقين و شكّ ما « فعلى » باشند نه تقديرى - با حالت توجّه و التفات باشد . امّا در تنبيه دوّم : در استصحاب كه نياز به شكّ در بقاء داريم ، آيا معناى شكّ در بقاء ، اين است كه بايد يقين به ثبوت و حدوث فعلى هم داشته باشيم يا اينكه شك در بقاء شىء ، على تقدير الثّبوت كافى براى صحّت استصحاب است . بهعبارت ديگر : آيا در استصحاب ، يقين به حدوث « فعلا » و شك در بقاء « فعلا » لازم داريم « 1 » . خلاصه : آيا در استصحاب ، مجرّد شك در بقاء چيزى برفرض ثبوت آن چيز كافى است يا اينكه در استصحاب ، يقين فعلى به ثبوت آن چيز لازم است « 2 » ؟ جواب : دو وجه ممكن است در مسئله گفته شود . وجه اوّل : - وجه عدم كفايت - چون شما ثبوت آن شىء را احراز ننموديد ، پس اصلا داراى يقين نيستيد و نه تنها فاقد يقين هستيد بلكه « شك » هم نداريد - شكّ تقديرى داريد - اگر ثبوت آن شىء ، محرز نيست پس بقاء آنهم فرضى است و زمانى كه بقاء آن فرضى و تقديرى شد ، مىتوان گفت شكّ شما هم ، شكّ فعلىهامش
( 1 ) - البتّه واضح است كه شكّ ما فعلى - با حالت توجّه نه غفلت - است مثلا شك داريم كه : فلان شىء اگر ثابت شده باشد ، آيا بقاء دارد يا نه و . . .
( 2 ) - بهزودى مثالى براى آن ذكر مىكنيم .