تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
شرح
نيست لذا مىگوئيم اركان استصحاب ، تحقّق ندارد و استصحاب ، جارى نمىشود « 1 » . اشكال : اگر استصحاب در چيزى كه هنوز ثبوتش هم مسلّم نيست ، جارى شود ، ثمره‌اى ندارد به‌عبارت ديگر در محلّ بحث اگر استصحاب ، جارى هم شود نتيجهء آن ، بقاء على تقدير الثّبوت است نه بقاء بدون قيد و شرط ، و بقاء على فرض الثّبوت اثر شرعى يا عقلى ندارد . جواب : امّا اثر شرعى - شما فرض كنيد بقاء على تقدير ثبوت در شريعت مقدّس داراى اثر شرعى است مثلا كسى نذر كرده كه اگر فلان شىء على تقدير الثّبوت هم باقى باشد ، من ده درهم صدقه مىدهم در اين صورت اگر استصحاب بتوان جارى نمود آن فرد بايد به نذر خود ، عمل نمايد - البتّه اثر شرعى اين نوع استصحابات در موضوعاتى ظاهر مىشود كه آن موضوعات منشأ اثر شرعى باشند نه در استصحاب احكام - امّا اثر عقلى مترتّب بر جريان اين نوع استصحابات تا حدّى قابل مناقشه هست مگر اينكه مستصحب ما حكمى از احكام شرعى باشد كه در اين صورت ، آثار عقليّه‌اى از قبيل وجوب اطاعت ، برآن مترتّب مىشود و تفصيل اين مسئله در تنبيه نهم بيان خواهد شد . وجه دوّم : - وجه كفايت - كلمهء يقين در اخبار باب - لا تنقض اليقين بالشّك - براى چه چيزى و به چه منظور ، ذكر شده است ؟ يقين مذكور در اخبار باب ، چندان موضوعيّتى ندارد بلكه به اين منظور آمده ، كه زمينهء شكّ در بقاء و تعبّد به بقاء - نه تعبّد به ثبوت - را براى ما درست كند و در نتيجه وقتى يقين ، موضوعيّت نداشت ، مىگوئيم با وجود شك على تقدير الثّبوت ،
هامش
( 1 ) - آنچه را بيان كرديم از ظاهر اخبار - لا تنقض . . . - استفاده نموديم .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 356 | الشيخ فاضل اللنكراني