تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
شرح
صحيح است . اشكال : بعد از اتمام نماز كه آن فرد حالت توجّه و التفات پيدا نمود ، استصحاب حدث ، جارى مىشود و حكم مىكند كه نماز ، مع الحدث واقع شده است و معناى استصحاب حدث اين است كه نماز ، فاسد بوده است پس چرا مىگوئيد نماز آن فرد ، صحيح است ؟ جواب : در محلّ بحث ، قاعدهء فراغ بر استصحاب حدث ، تقدّم دارد و به مقتضاى قاعدهء فراغ مىگوئيم نماز آن شخص ، صحيح است . چگونه مقتضاى قاعدهء فراغ ، صحّت نماز است ؟ اگر مكلّفى بعد از نماز ، شكّى برايش حادث شود كه آيا نمازى را كه خوانده‌ام واجد خصوصيّات و شرائط بوده است يا نه ، در اين صورت به مقتضاى قاعدهء فراغ مىتوان گفت عمل او صحيح بوده ، در حقيقت ، قاعدهء فراغ ، نسبت به استصحابى كه اقتضاى بطلان دارد ، حاكم و مقدّم است « 1 » مثلا اگر بعد از اتمام نماز چهار ركعتى شكّى عارض شود كه آيا ركوع ركعت چهارم اتيان شد يا نه در اين صورت با اينكه استصحاب ، حكم مىكند كه آن ركوع ، اتيان نشده ، درعين‌حال ، استصحاب در برابر قاعدهء فراغ نمىتواند نقشى داشته باشد بلكه قاعدهء فراغ بر استصحاب ، مقدّم است خلاصه ، اگر بعد از عمل و بعد از نماز در صحّت و بطلان عمل ، شك نمائيم مجراى قاعدهء فراغ است و مجالى براى استصحاب مخالفى كه مقتضى بطلان است ،
هامش
موضوعها العمل المفروغ عنه المشكوك في صحّته و فساده ، و محمولها الحكم بالصّحة و ترتيب آثارها عليه . فاذا صلّى الشّخص صلاة الظّهر مثلا ثمّ شكّ في صحّتها و بطلانها من جهة احتماله ترك جزء او شرط او ايجاد مانع او قاطع ، حكم بالصّحة و رتّب آثارها ، ر . ك اصطلاحات الاصول 199 . ( 1 ) - فعلا درصدد علّت تقدّم قاعدهء فراغ بر استصحاب نيستيم .