تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
شرح
نموده و در نتيجه عنوان « طاهر » - حكم - روى هر شىء بار نمىشود بلكه حكم مذكور ، مربوط به شىء است كه « لم يعلم انّه قذر » و طهارتى كه بر شىء مشكوك النّجاسة و الطّهارة بار مىشود قطعا يك حكم ظاهرى است و روايت ، مبيّن قاعدهء طهارت است . و همچنين در روايت ديگر ، « كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام » ، « حتّى تعرف » ، قيد موضوع است يعنى « كلّ شىء لم يعلم انّه حرام فهو حلال » و مىدانيم كه حلّيّتى كه بر شىء مشكوك الحلّيّت و الحرمة بار مىشود ، حلّيّت ظاهريّه است و در نتيجه مىگوئيم روايت مذكور مبيّن قاعدهء حلّيّت است . خلاصه : اگر روايات سه‌گانه را به نحو مذكور ، تفسير و تبيين نمائيم ، نه دلالتى بر استصحاب دارند و نه دلالتى بر حكم واقعى ، لكن احتمال مذكور به دو علّت مردود است . الف - ظاهر روايات مذكور ، اين است كه احكامى را براى اشياء ، روى عناوين واقعيّه خودشان ، بيان مىكنند نه به‌عنوان اينكه مشكوك الطّهارة و النّجاسة هستند و نه به‌عنوان اينكه مشكوك الحلّيّت و الحرمة باشند ، مخصوصا كه كلمهء « كل » ، در تمام آنها استعمال شده است . ب - ظاهر روايات مذكور ، اين است كه « حتّى تعلم » و « حتّى تعرف » غايت حكم هست يعنى « حتّى تعلم » قيد « طاهر » و « حتّى تعرف » قيد « حلال » هست ، نه قيد موضوع و اگر بگوئيم غايت ، قيد موضوع است با ظاهر روايت سازگار نيست . احتمال دوّم : روايات ثلاثه ، هم دلالت بر قاعدهء طهارت و حلّيّت دارند و هم دلالت بر استصحاب ، يعنى صدر آن روايات - مغيّا - دلالت بر طهارت و حلّيّت دارد و ذيل - غايت - دلالت بر استصحاب مىكند .