تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
شرح
بيان ذلك : صدر روايت - كلّ شىء طاهر - دلالت بر طهارت ظاهريّه مىكند يعنى تمام اشيائى كه نجاست و طهارتشان مشكوك است ، محكوم به طهارت هستند به‌عبارت ديگر ، هر شىء كه مشكوك الطّهارة باشد ، ظاهرا طاهر است يعنى طهارت ظاهرى دارد و ذيل روايت و غايت - حتّى تعلم - مىگويد آن طهارت ظاهريّه‌اى كه ثابت شده ، ادامه پيدا مىكند تا زمانى كه علم به نجاست حاصل شود ، و استمرار طهارت ثابت اوّلى تا زمان علم به نجاست ، همان استصحاب است كه ما درصدد بيان حجّيّت آن هستيم . اگر روايات سه‌گانه را به نحو مذكور ، تفسير و تبيين نمائيم دلالت بر مدّعاى ما و حجّيّت استصحاب مىكنند . لكن احتمال دوّم هم خلاف ظاهر بلكه به يك معنا غير معقول است . بيان ذلك : « حتّى تعلم » غايت چيست ، آيا آن را غايت خصوص حكم ، قرار مىدهيد و مىگوئيد « طاهر حتّى تعلم » ؟ اگر غايت حكم است پس چرا « كلّ شىء » و صدر روايت را مقيّد به اشيائى مىكنيد كه نجاست و طهارتشان مشكوك است ؟ به‌عبارت ديگر ، شما « حتّى تعلم » را ، هم غايت حكم قرار داديد و هم قيد موضوع ، يعنى « حتّى تعلم » دو اثر دارد هم داخل دائرهء موضوع است و كأنّ چنين گفته شده « كلّ شىء حتّى تعلم » ، و هم غايت حكم است يعنى « طاهر حتّى تعلم » . خلاصه اينكه « حتّى تعلم » در استعمال واحد هم قيد موضوع شده و هم غايت حكم قرار گرفته و به تعبير مصنّف ، استعمال لفظ در دو معنا است و به‌نظر ايشان استعمال لفظ در دو معنا نه تنها جائز نيست بلكه محال است « 1 » .
هامش
( 1 ) - و قد عرفت انّ اللازم عليه تقدّم الشّىء على نفسه لا استعمال اللفظ في المعنيين ، مشكينى ره ، ر . ك