و قد أشكل بعدم إمكان إرادة ذلك على مذهب الخاصّة ، ضرورة أنّ قضيّته إضافة ركعة أخرى موصولة ، و المذهب قد استقرّ على إضافة ركعة بعد التّسليم مفصولة ، و على هذا يكون المراد باليقين اليقين بالفراغ ، بما علّمه الامام عليه السّلام من الاحتياط بالبناء على الأكثر ، و الإتيان بالمشكوك بعد التّسليم مفصولة [ 1 ] .
شرح
داريم اينجا وجود دارد .
الف - او دو دقيقه قبل ، يقين به عدم اتيان ركعت رابعه داشت ب - اكنون هم شك در اتيان ركعت چهارم دارد ، لذا عدم اتيان ركعت رابعه را استصحاب مىكنيم كأنّ اينكه امام ( ع ) فرمودهاند فرد شاك بايد يك ركعت نماز ، اتيان نمايد ، علّتش از استصحاب عدم اتيان ركعت رابعه ناشى مىشود .
[ 1 ] - اشكال : در صحيحهء زراره اگر به اتّكاء استصحاب ، حكم كنيم كه مصلّى شاك ، ركعت رابعه را نخوانده است و اگر استصحاب مىگويد آن مصلّى شاك ، ركعت رابعه را اتيان ننموده ، پس او هم بايد مانند فرد متيقّن ، ركعت چهارم را متّصلا به ساير ركعات بخواند ، درحالىكه فتواى علماى اماميّه - بر خلاف عامّه - اين است كه فردى كه در نماز ، شك بين سه و چهار دارد بايد بناء را بر اكثر بگذارد و نماز را تمام كند سپس يك ركعت ، نماز احتياط - ايستاده - يا دو ركعت نماز احتياط - نشسته - بخواند .
راه حلّ مشكل چيست ؟
مستشكل مىگويد راه حلّ اشكال ، اين است كه بگوئيم مقصود از كلمهء ، « يقين » ، يقين به فراغ ذمّه و يقين به خارج شدن از عهدهء تكليف است ، نه اينكه مقصود ، يقين به عدم اتيان ركعت چهارم باشد .
سؤال : يقين به فراغ چگونه حاصل مىشود ؟