شرح
حكم مسئله چيست ؟
امام ( ع ) فرمودند براى نمازهاى بعد بايد لباس را تطهير كنى امّا نمازى را كه با لباس نجس خواندى ، لازم نيست اعاده نمائى سپس زراره ، علّت عدم لزوم اعاده را از امام ( ع ) سؤال كرد و امام ( ع ) در جواب فرمودند : « لانّك كنت على يقين . . . » يعنى تو ابتداء ، يقين به طهارت پيدا كردى و بعد در بقاء آن ، شك نمودى و نبايد آن يقين به طهارت را بهوسيلهء شك ، نقض كنى - اين مطلب ، همان استصحاب است كه ما درصدد بيان ادلّهء آن هستيم -
اكنون مستشكل چنين مىگويد كه : استصحاب طهارتى كه مفاد تعليل امام ( ع ) است ، نمىتواند علّت عدم وجوب اعاده باشد زيرا مورد و محلّ اعاده ، بعد از اتمام نماز بوده بهعبارت ديگر :
چه زمانى بحث اعاده نماز مطرح شده ؟
بعد از اتمام نماز كه زراره متوجّه شد نمازش را با لباس نجس خوانده ، بحث اعاده و سؤال از علّت عدم اعاده ، مطرح شده بود لذا مستشكل مىگويد بعد از آنكه زراره ، متوجّه شد نمازش را با لباس نجس خوانده ، ديگر او استصحاب طهارت ندارد بلكه يقين به نجاست لباس پيدا كرده و اگر نمازش را اعاده مىكرد يقين را به وسيلهء ، شك ، نقض نكرده بود بلكه يقين را به يقين ، نقض نموده - با يقين به نجاست ثوب چگونه مىتوان گفت « لا يجب عليه الاعادة » - ؟
استصحاب طهارت در شروع ، تكميل و ادامهء نماز مؤثّر بوده يعنى وقتى او مىخواسته مشغول نماز شود ، مجوّزى براى دخول نماز ، لازم داشته و مجوّز او براى دخول نماز و ادامهء نماز ، همان استصحاب طهارت بوده و بعد از نماز كه يقين به نجاست ثوب پيدا كرد ، استصحاب طهارت نمىگويد اعادهء نماز لازم نيست و اصلا