شرح
نمىشود امّا راه توجّه و رسيدن به « نوم الاذن » آسان است البتّه اظهر ، همان احتمال اوّل است .
« قلت فان حرّك في جنبه شىء و هو لا يعلم . . . »
زراره : اگر نوم به اين مقدار ، محقّق شده است كه اگر در كنار آن نائم ، چيزى حركت داده شود مثلا كسى راه برود و يا حركت كند آن شخص نائم ، متوجّه نمىشود و آن را حس نمىكند ، آيا اين امر ، امارهء بر تحقّق نوم و ناقض وضوء هست يا نه ؟
« قال لا « 1 » حتّى يستيقن انّه قد نام حتّى يجيء من ذلك امر بيّن » .
امام « عليه السّلام » : خير ، آن امر ، ناقض وضوء نيست و لازم نيست آن شخص ، وضوء بگيرد و آن امارهء ظنّيّه - فان حرّك . . . - براى تحقّق نوم ، كافى نيست بلكه آن فرد بايد يقين نمايد كه نوم ، محقّق شده است .
سؤال : چگونه و از چه راه يقين به نوم پيدا مىشود ؟
جواب : تحقق نوم بايد بهصورت آشكار ، محقّق شود بهنحوىكه به آن ، يقين حاصل شود و احتمال خلاف در آن نباشد - ظن به تحقّق نوم كافى نيست - كه در اين صورت وضوى آن فرد ، باطل شده است و مجدّدا بايد وضوء بگيرد .
امام « عليه السّلام » : « و الا فانّه على يقين من وضوئه و لا ينقض اليقين بالشكّ ابدا و لكنّه ينقضه بيقين آخر » .
تقريبا تمام بحث روى كلمهء « الا » و جزاى آن است . اكنون بايد ببينيم شرط و جزاى « الا » چيست ؟
و « الا » اى و ان لم يستيقن انّه قد نام ، جملهء مذكور ، « شرط » كلمهء « ان » مىباشد
هامش
( 1 ) - اى لا يجب عليه الوضوء .