شرح
امام « ع » سؤال مىكند آيا نام اين عمل - خفقة و خفقتان - هم « نوم » است .
امام « ع » در جواب مىفرمايند :
« يا زرارة قد ينام العين و لا ينام القلب و الاذن و اذا نامت العين و الاذن فقد وجب الوضوء » .
كأنّ امام « ع » در پاسخ به زراره مىفرمايند : خواب ، نسبت به اعضاى بدن ، داراى مراتبى است . گاهى چشم انسان در اثر خستگى به خواب فرومىرود و انسان چشم خود را روىهم مىگذارد ، لكن درعينحال ، گوش او مىشنود و قلبش متوجّه است يعنى براى گوش و قلب ، « نوم » محقّق نمىشود امّا بدان آن خوابى وضوء را باطل مىكند كه هم چشم انسان به خواب فرورود و هم گوش او ديگر نشنود امّا اگر چشم به تنهائى به خواب رود ولى شنوائى گوش محفوظ باشد ، آن خواب ، ناقض وضوء نيست - معمولا اوّلين عضوى كه به خواب فرومىرود چشم انسان است -
سؤال : چرا امام « ع » ابتداء ، نوم القلب را مطرح نمودند و فرمودند « قد ينام العين و لا ينام القلب » امّا در بيان ضابطه كلّى از « نوم القلب » نام نبردند بلكه فرمودند « و اذا نامت العين و الاذن « 1 » » .
جواب : الف - ممكن است علّتش اين باشد كه « نوم القلب » و « نوم الاذن » با يكديگر ملازمند و باهم تحقّق پيدا مىكنند و لذا نيازى نبوده كه امام « ع » نوم القلب را مطرح نمايند .
ب - ممكن است علّتش اين باشد كه انسان به زودى و فورا « نوم القلب » را متوجّه
هامش
( 1 ) - در كتاب وسائل الشيعة چنين آمده است « اذا نامت العين و الاذن و القلب . . . » .