و فيه : أوّلا منع استقرار بنائهم على ذلك تعبّدا ، بل إمّا رجاء و احتياطا ، أو اطمئنانا بالبقاء ، أو ظنّا و لو نوعا ، أو غفلة كما هو الحال في سائر الحيوانات دائما و في الإنسان أحيانا [ 1 ] .
شرح
انسانها رايج است ، بلكه حيواناتى هم كه تا حدّى شعور دارند ، طبق حالت سابقه ، عمل مىكنند مثلا حيوانى كه هنگام صبح از لانهء خود ، خارج مىشود ، در مراجعت اگر او را آزاد بگذارند به همان مركز اوّلى خود برمىگردد و لابد در ذهنش چنين است كه لانهاش باقى است و آن حالت سابقه منتفى نشده است .
[ 1 ] - ما نمىپذيريم كه عقلاء در « عمل برطبق حالت سابقه » يك بناى عملى تعبّدى محض - بدون ملاك - داشته باشند .
سؤال : اينكه عقلاء ، بناء برطبق حالت سابقه مىگذارند علّتش چيست ؟
جواب : ممكن است روى يكى از جهات چهارگانه زير باشد :
1 - ممكن است عقلاء ، احتياطا و رجاء ، اثر بقاء را مترتّب مىكنند .
مثال : گاهى فردى از دوستش كه در شهر ديگر است مطّلع نيست ، و نمىداند كه او حيات دارد يا نه ، امّا درعينحال ، نامهاى براى او مىفرستد و نزد خود مىگويد اگر او زنده باشد ، كه نامه را دريافت مىكند و . . . و چنانچه مرده باشد ، ضررى بر ارسال آن نامه ، مترتّب نمىشود كه در اين صورت ، فردى كه نامه را براى دوستش ارسال مىكند ، رجاء و احتياطا اقدام به چنين عملى نموده ، نه بهعنوان استصحاب و حكم به بقاء .
2 - ممكن است بناء برطبق حالت سابقه به خاطر وجود اطمينان به بقاء باشد ، يعنى خود را شاك نمىبينند بلكه اطمينان به بقاء دارند و مىدانيم كه اطمينان هم از نظر عقلاء ، به منزلهء علم است مثلا تجّار به خاطر اطمينان به بقاى حيات دوستشان ، اجناسى را به شهر ديگر مىفرستند تا طرف تجارى خود و آن دوست ، آنها را