شرح
ديروز يقين به قضيّهء « زيد قائم » داشتيم ، و امروز در قيام زيد ، شك داريم ، هم قضيّهء متيقّنه ، « زيد قائم » است و هم قضيّهء مشكوكه ، « زيد قائم » هست منتها آن دو قضيّه از نظر « حدوث و بقاء » و از جهت « زمان » متفاوت هستند .
اتّحاد قضيّهء متيقّنه و مشكوكه در استصحاب احكام جزئى
اتّحاد دو قضيّه در استصحاب احكام جزئى واضح است مثل اينكه انسان ، هنگام صبح به تنجّس لباسش يقين داشته باشد ، و عصر شك در بقاء نجاست آن پيدا كند در اين صورت مىتوان نجاست لباس را استصحاب نمود و گفت اوّل صبح ، لباس من يقينا متنجّس بود و الآن شك در بقاء تنجّس دارم و نجاست لباس را استصحاب مىكنم و مىدانيم كه نجاست لباس ، يك حكم جزئى است نه كلّى ، و اتّحاد دو قضيّه كاملا مشخّص بود يعنى قضيّه ما در اين استصحاب « ثوبى نجس » بود كه هم به لحاظ ثبوت ، متيقّن بود و هم به لحاظ بقاء ، مشكوك بود .اتّحاد قضيّهء متيقّنه و مشكوكه در استصحاب احكام كلّى
اشكال : وحدت قضيّتين در احكام كلّيّه « 1 » ، مورد اشكال واقع شده است . بيان ذلك : اگر قضيّه مشكوكه ، همان قضيّهء متيقّنه است ، و اگر اختلافى بين آنها نيست ، پس چرا شما در بقاء حكم شك مىكنيد ؟ مثال : نماز جمعه در عصر حضور ، واجب بود و اكنون كه عصر غيبت است چراهامش
( 1 ) - خواه مدرك آن ، نقل باشد يا عقل - كحكم العقل بقبح الكذب الضّار بالمؤمن الّذي هو مستند حرمته الشّرعيّة ، ر . ك منتهى الدّراية 7 / 35 .