تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
شرح
كه حين عمل متذكّر بوديد - بناء بگذاريد كه آن شىء در جاى خودش تحقّق پيدا كرده است . قوله : « كيف و ربّما لا يكون . . . » . اكنون مصنّف ، شاهدى اقامه مىكنند كه استصحاب ، مسألهء اصولى است نه قاعدهء فقهيّه و آن شاهد اين است كه : گاهى استصحاب در يك مسألهء اصولى جريان پيدا مىكند و از اين طريق ، حجّيّت آن مسألهء اصولى براى ما روشن مىشود ، چنانچه چيزى قبلا حجّيّت داشته و بعد شك كنيم كه آيا حجّيّت آن ، باقى است يا نه در اين صورت مىتوانيم حجّيّت آن را استصحاب نمائيم ، به‌عنوان مثال ممكن است كسى كه قائل به جواز تقليد از ميّت است براى حجّيّت رأى و نظر او به استصحاب ، تمسّك كند و بگويد رأى او هنوز حجّيّت دارد . شبههء اينكه استصحاب از قواعد فقهيّه است نه از مسائل علم اصول در صورتى است كه ما تعريف استصحاب را « حكم به بقاء » بدانيم امّا اگر تعريف استصحاب « بناء العقلاء على بقاء ما علم ثبوته » يا « الظّنّ بالبقاء النّاشئ من ملاحظة ثبوته . . . » باشد در اين صورت ، ديگر كسى توهّم نمىكند كه بناى عقلاء يا ظنّ به بقاء از قواعد فقهيّه باشد زيرا در اين صورت ، بحث مىكنيم كه آيا « بناء عقلاء » يا « ظنّ به بقاء » در اين موارد حجّيّت دارد يا نه و بحث از « حجّيّت » يك بحث اصولى است .
هامش
هو - وسائل الشّيعه ، ج 5 ، ص 336 ، باب 23 از ابواب خلل ، ح 3 . ب - بكير بن أعين قال : قلت له : الرّجل يشكّ بعد ما يتوضّأ قال : هو حين يتوضّأ اذكر منه حين يشكّ - وسائل الشّيعه ، ج 1 ، ص 331 باب 42 از ابواب وضوء ، ح 7 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 209 | الشيخ فاضل اللنكراني