شرح
مقيّد نمائيم بهخلاف مثال عتق رقبه كه دليل بر تقييد داريم و . . .
4 - نظر ديگر اين است كه « لا » را ناهيه بدانيم كما اينكه مرحوم شريعت اصفهانى چنين فرمودهاند « 1 » .
مصنّف ، نظر اخير را هم نمىپذيرند ، چون متداول و معهود نيست كه « لاى » ناهيه بر سر اسم درآيد .
قوله : « و عدم امكان نفى الحقيقة حقيقة . . . » .
خلاصه : اينكه نمىتوان در « لا ضرر » ، نفى حقيقت به نحو حقيقت نمود قرينهاى بر معانى مجازى شما نمىشود بلكه مىگوئيم « لا » ، نفى حقيقت مىكند منتها ادّعاء « 2 » و دو قرينه هم بر اين مطلب داريم :
1 - مقتضاى بلاغت كلام ، كه مفصّلا توضيح داديم . 2 - غالبا و بهحسب استعمال ، اين نوع ، تركيبات و جملات براى نفى حقيقت به نحو ادّعا بهكارمىرود - كناية نه مجازا -
خلاصهء نظر مصنّف در مورد قاعدهء « لا ضرر »
1 - معناى « ضرر » همان مفهوم عرفى و مقابل نفع است . 2 - « ضرار » براى تأكيد « ضرر » آمده ، و معنايش با « ضرر » مغاير نيست . 3 - « لا » ، نافيه است . 4 - قاعدهء « لا ضرر » نفى حكم به لسان نفى موضوع مىكند .هامش
( 1 ) - در رسالهء مستقلى كه دربارهء قاعده لا ضرر نوشتهاند .
( 2 ) - كناية