تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
شرح
حقيقت گاهى واقعى است و زمانى ادّعائى « 1 » . نفى حقيقى : گاهى « لاى » نافيه حقيقة از مدخول خود نفى حقيقت مىكند مانند مثال مذكور . نفى ادّعائى : گاهى همچون متكلّم در چيزى يا كسى آثار و صفات مطلوب خود را نمىبيند از آن چيز ، نفى حقيقت مىكند لكن نفى حقيقت ، ادّعائى است نه حقيقة ، مانند كلام حضرت على « عليه السّلام » : يا اشباه الرّجال و « لا رجال » حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال لوددت انّى لم اركم « 2 » . . . در اين جمله ، نفى حقيقت « رجوليّت » ، به نحو حقيقى نيست بلكه ادّعاء نفى حقيقت شده ، وقتى حضرت ، مردم را به جهاد فرامىخوانند و آنها از جهاد ، سر بازمىزنند و در نتيجه ، آثار مردانگى و شجاعت و . . . در آنها ديده نمىشود ، چنين خطابى براى توبيخ ، متوجّه آنها مىشود و يا مانند اين مثال : « لا صلاة لجار المسجد الا في المسجد « 3 » » ، نمازى براى همسايهء مسجد نيست ، جز در مسجد ، يعنى ادّعاء از آن نماز ، نفى حقيقت شده نه اينكه نمازش كامل يا صحيح نيست زيرا اين توجيهات خلاف ظاهر است . در مثال مذكور و اشباه آن ، نفى حقيقت به نحو ادّعاء است نه حقيقت ، و مجوّزش اين است كه آثار و صفات مطلوب در مدخول « لا » وجود ندارد و مقتضاى بلاغت كلام هم همين است مثلا اگر حضرت على « عليه السّلام » به جاى آن جمله ، چنين مىفرمودند : [ يا اشباه الرّجال « ليس فيكم صفة الرّجال » يا « ليس فيكم آثار الرّجال » ] كلام بليغى نبود و چندان توبيخى هم نسبت به آنها ننموده بود . و
هامش
( 1 ) - كناية . ( 2 ) - نهج البلاغة خطبهء 27 . ( 3 ) - دعائم الاسلام 1 : 148 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 183 | الشيخ فاضل اللنكراني