شرح
اصل و غلبه با اين است كه « لا » براى نفى حقيقت باشد - حقيقة يا ادّعاء كناية -
در قاعدهء « لا ضرر » هم نفى حقيقت « ضرر » به نحو حقيقى نيست بلكه ادّعاء « 1 » نفى حقيقت شده و مقتضاى بلاغت كلام هم همين است . يعنى چون احكام ضررى تحقّق ندارد ، موضوع و « ضرر » ، منفى است .
اشكال : بهحسب ادلّهء احكام اوّليّه ، احكام ضررى داريم و مثلا اطلاق ادلّهء وضوء ، شامل وضوى ضررى مىشود .
جواب : قاعدهء « لا ضرر » ادّعاء ، نه حقيقة نفى ضرر مىكند بهعبارت ديگر نفى حكم به لسان نفى موضوع است در غير اين صورت « 2 » قاعدهء مذكور ، مستلزم كذب است .
خلاصهء نظر مصنّف : قاعدهء « لا ضرر » مستقيما نفى حكم نمىكند بلكه نفى حكم به لسان نفى موضوع مىنمايد .
2 - بعضى از بزرگان « 3 » به نحو ديگرى قاعدهء مذكور را تبيين نمودهاند و قائل به مجاز در كلمه شدهاند « 4 » يعنى « ضرر » در غير موضوع له خود ، استعمال شده ، مقصود از « ضرر » « حكم ضررى » است و هر حكمى كه مستلزم و منشأ ضرر باشد آن « حكم » در اسلام نفى شده است « 5 » مثلا اگر لزوم بيع ، مستلزم ضرر باشد ، خود آن « لزوم » ، نفى شده است مانند بيع غبنى كه اگر شارع ، حكم به لزوم آن بكند ، مغبون
هامش
( 1 ) - يعنى كلمهء « ضرر » در معناى حقيقى خود استعمال شده لكن كناية نه مجازا مانند زيد كثير الرّماد .
( 2 ) - يعنى در صورت نفى حقيقى ضرر .
( 3 ) - از جمله ، شيخ اعظم « ره » .
( 4 ) - به علاقهء سببيّت .
( 5 ) - همانطور كه قبلا گفتيم در اين صورت هم « لا » نافيه است نه ، ناهيه .