شرح
نحوى نقل كنند كه عادة تبانى بر كذب از طرف آنها ممتنع باشد و براى انسان ، قطع به صدور آن پيدا شود مانند حديث ثقلين .
2 - تواتر معنوى :
الفاظى را كه نقل كردهاند مختلف است لكن مفاد و معناى كلمات ، تواتر دارد ، مثلا صدها نفر يك مطلب را با عبارت مختلف ، نقل كنند ، مانند شجاعت امير المؤمنين « عليه السّلام » .3 - تواتر اجمالى :
نه در الفاظ ، تواتر وجود دارد نه در معنا بلكه مواجه با اخبارى هستيم كه الفاظشان با يكديگر تفاوت دارد و مفادشان هم مختلف است لكن علم اجمالى داريم كه يكى از آن اخبار از معصوم ( ع ) صادر شده است ولى آن روايت ، براى ما مشخّص نيست . در مورد تواتر اجمالى بايد قدر مشترك و متيقّن بين تمام آن اخبار را اخذ نمود و اضافه برآن حجّيّت ندارد .امّا سند قاعدهء لا ضرر :
چون اخبار مربوطه با الفاظ و عبارات مختلف وارد شده ، پس تواتر لفظى ندارد و چون تمام آنها مربوط به قضيّهء « سمره » نيست و مواردش « 1 » مختلف است پس تواتر معنوى هم ندارد بنابراين مىگوئيم تواتر اجمالى دارند يعنى اجمالا مىدانيم كه بعضى از آن اخبار از معصوم ( ع ) صادر شده است . مصنّف مىفرمايند ادّعاى تواتر اجمالى جزاف نيست بعلاوه استناد مشهور هم به آنها باعث جبران ضعف سند و حصول اطمينان مىشود با تمام اين مسائل بعضى از آن اخبار « موثّقه » هست مانند موثّقهء زراره كه قبلا نقل كرديم . خلاصه : اشكالى در سند قاعدهء لا ضرر وجود ندارد .هامش
( 1 ) - مثلا بعضى از روايات مربوط به « لا ضرر » ، در باب شفعه است و . . .