تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
شرح
در فرض مذكور ما از فاضل تونى ( ره ) سؤال مىكنيم كه اگر آن فرد ، فحص و بررسى نمود و دليلى بر حرمت شرب تتن ، پيدا نكرد چه مانعى براى جريان برائت عقلى و نقلى وجود دارد ؟ قطعا مانعى در ميان نيست و اصلا برائت ، كارى به « نذر » شما ندارد و ما با جريان اصل برائت ، حكم مىكنيم عقابى در شرب تتن وجود ندارد و همچنين شرب تتن به‌حسب ظاهر ، حلال و حرمتى ندارد و در نتيجه وقتى اصل برائت ، جارى شد ، موضوع وجود تصدّق هم ثابت مىشود و آن فرد بايد به نذر خود ، عمل نمايد و صدقه بدهد بنابراين ، جريان اصل برائت اثبات تكليف ننمود بلكه جريان برائت ، موضوع وجوب تصدّق را ثابت كرد و در نتيجه ، دليل وجوب وفاء به نذر مىگويد بايد صدقه داد . 2 - گاهى برائت شرعى « 1 » با يك حكم شرعى ملازم است يعنى رفع تكليف ظاهرى « 2 » با يك حكم شرعى ديگر ملازم است . مثال : هنگام ظهر كه وقت نماز فرامىرسد ترديد مىكنيم كه آيا دين حالى - نه مؤجّل - داريم كه زمان اداء آن رسيده باشد يا نه « 3 » در اين فرض كه شك در داشتن دين حالّ داريم ، اصل برائت ، جارى مىنمائيم و مىگوئيم ذمّهء ما نسبت به دين حالّ ، مشغول نيست وقتى دين حالّ و معجّل نداشتيم مكلّف به نماز هستيم . همان‌طور كه ملاحظه كرديد در فرض دوّم هم مانعى براى جريان اصل برائت وجود نداشت .
هامش
( 1 ) - يا برائت عقلى و عدم استحقاق عقوبت . ( 2 ) - نه واقعى . ( 3 ) - اگر دين حال داشته باشيم اوّل بايد آن را اداء كنيم و سپس نماز بخوانيم .