إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 170
ديگرى نباشد . اكنون مصنّف ، پاسخ مرحوم فاضل تونى را بيان مىكنند . [ پاسخ مصنّف ، به مرحوم فاضل تونى « قدّس سرّهما » ] قوله : « و امّا اعتبار ان لا يكون موجبا للضّرر . . . » . ما قبول داريم كه در موارد مذكور و اشباه آن ، برائت ، جارى نمىشود ، امّا از شما نمىپذيريم كه شرط جريان برائت ، اين است كه مستلزم ضرر به ديگرى نباشد زيرا قاعدهء « لا ضرر » يكى از قواعد فقهيّه است و بهوسيلهء ادلّهء اجتهادى ثابت شده و در مواردى كه ادلّهء اجتهادى در برابر اصول عمليّه ، قرار گيرد ، ديگر مجالى براى جريان اصل عملى و برائت ، باقى نمىگذارد و ادلّهء اجتهادى و قاعدهء لا ضرر بر اصول عمليّه تقدّم دارند . برائت عقلى مىگويد عقاب بلابيان ، قبيح است و مفاد برائت شرعى اين است كه « رفع ما لا يعلمون » امّا وقتى دليل اجتهادى يا قاعدهاى كه با دليل اجتهادى ثابت شده است ، در برابر برائت ، قرار گرفت ، ديگر عنوان « لا بيان » و « ما لا يعلمون » كنار مىرود و بايد بهدليل اجتهادى و قاعدهاى كه با دليل اجتهادى ثابت شده است تمسّك نمود . مثال : اگر روايت صحيحهاى دلالت بر وجوب نماز جمعه نمود ، آيا باز هم مىگوئيد برائت جارى مىشود ؟ قاعدهء لا ضرر هم مانند آن روايت معتبر است كه اگر در برابر برائت ، واقع شد ، اصلا نوبت به جريان اصل برائت نمىرسد . خلاصه : قبول داريم كه اگر قاعدهء « لا ضرر » بهحسب ظاهر با اصل برائت ، معارضه نمايد ، در اين صورت آن قاعده ، مقدّم است لكن سؤالى كه ما از فاضل تونى ( ره ) مىكنيم اين است كه قاعدهء لا ضرر چه خصوصيّتى دارد كه مىگوئيد نبايد جريان اصل برائت ، باعث ضرر ديگرى شود ؟ بلكه تمام ادلّهء اجتهادى و تمام قواعدى كه با ادلّهء اجتهادى ثابت شدهاند بر اصالة البراءة تقدّم دارند .