تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
شرح
جريان اصل برائت و شرائط آن در شبهات بدوى است نه در اطراف علم اجمالى اكنون براى ردّ كلام ايشان بايد بررسى كنيم كه چگونه جريان اصل برائت مىتواند موجب اثبات حكم ديگرى شود تقريبا سه صورت براى آن تصور مىشود . 1 - گاهى برائت عقلى « 1 » يا برائت شرعى « 2 » موضوع براى يك حكم شرعى واقع مىشود يعنى جريان اصل برائت ، موضوع يك حكم شرعى ديگر را ثابت مىكند به‌عبارت ديگر ، عدم استحقاق عقوبت ، موضوع يك حكم شرعى ديگرى مىشود و يا رفع تكليف ظاهرى به‌وسيلهء اصل برائت ، موضوع يك حكم شرعى ديگرى واقع مىشود . مثال : الف - در مورد جريان برائت عقلى - مثلا فردى چون علاقهء شديد ، نسبت به شرب تتن دارد ، نذر كرده است كه اگر در برابر شرب تتن ، استحقاق عقوبتى در كار نباشد ، صدر درهم صدقه مىدهم ، يعنى وجوب تصدّق ، مترتّب بر عدم استحقاق عقوبت است و به عبارت ديگر ، عدم استحقاق عقوبت ، موضوع براى وجوب تصدّق است . ب - در مورد جريان برائت شرعى - شخصى چون علاقهء زياد نسبت به شرب تتن دارد ، نذر كرده است كه اگر شرب تتن و لو ظاهرا مباح باشد ، كه بتوانم آن را مرتكب شوم ، صد درهم صدقه مىدهم - يعنى حلّيّت شرب تتن ، موضوع براى وجوب تصدّق است .
هامش
( 1 ) - قبح عقاب بلابيان - عدم استحقاق عقوبت - ( 2 ) - ظهور بعضى از ادلّهء برائت شرعى ، اباحه است مانند كلّ شىء لك حلال و مفاد بعضى از ادلّهء برائت ، رفع تكليف است مانند حديث « رفع » و واضح است كه اصل برائت حكم ظاهرى را ثابت مىكند نه حكم واقعى .