تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مع العلم بوجوبهما في موضعهما - لكانت صلاته صحيحة ، و إن عوقب على مخالفة الأمر بالقصر أو الجهر [ 1 ] . فإنّه يقال : لا بأس بالقول به لو دلّ دليل على أنّها تكون مشتملة على المصلحة و لو مع العلم ، لاحتمال اختصاص أن يكون كذلك في صورة الجهل و لا بعد أصلا في اختلاف الحال فيها باختلاف حالتي العلم بوجوب شيء و الجهل به ، كما لا يخفى [ 2 ] .
شرح
[ 1 ] - اشكال : قبلا گفتيم كسى كه « جهلا » در موضع قصر ، نمازش را تمام بخواند عمل او مشتمل بر مصلحت كامل و صحيح است امّا مستحقّ عقوبت « 1 » نسبت به ترك مأمور به هم مىباشد و همچنين اگر كسى نماز جهرى را اخفاتا بخواند ، نمازش صحيح ، و مستحقّ عقوبت هم هست و بالعكس - يعنى نماز اخفاتى را جهرا بخواند - مستشكل مىگويد چرا شما اين حكم را منحصر به « جاهل » مىدانيد ؟ اگر فردى مطّلع بود و مىدانست كه در مسافرت ، نمازش قصر است امّا درعين‌حال عالما عامدا نمازش را تمام خواند و يا مىدانست وظيفه‌اش اين است كه بايد نماز را جهرا بخواند امّا اخفاتا خواند - و بالعكس - در اين صور هم بايد بگوئيد نمازش صحيح است چون شما مىگوئيد نماز تمام در موضع قصر ، داراى مصلحت كامل است « 2 » بنابراين ، فردى هم كه عالما در موضع قصر ، نمازش را تمام خوانده بايد عملش داراى مصلحت كامل باشد گرچه به‌علّت مخالفت با « امر » و « مأمور به » استحقاق عقاب هم دارد . خلاصه : همان حرفى را كه در مورد جاهل زديد در مورد عالم هم بايد قبول كنيد . [ 2 ] - جواب : روايت صحيحه ، دلالت بر صحّت عمل فرد جاهل مىكرد امّا اگر
هامش
( 1 ) - در صورت جهل تقصيرى نه قصورى . ( 2 ) - در مورد فرد جاهل .