قلت : ليس سببا لذلك ، غايته أنّه يكون مضادّا له ، و قد حقّقنا في محلّه أنّ الضّدّ و عدم ضدّه متلازمان ليس بينهما توقّف أصلا [ 1 ] .
لا يقال : على هذا فلو صلّى تماما أو صلّى إخفاتا - في موضع القصر و الجهر
شرح
نماز قصر - شده و مىدانيم كه تفويت مأمور به حرام است و همچنين هر چيزى هم كه سبب تفويت مأمور به شود اتّصاف به حرمت پيدا مىكند پس نماز « تمامى » كه اوّل خوانده ، سبب تفويت مأمور به است و سبب تفويت مأمور به هم متّصف به حرمت است و لذا مىگوئيم نمازى كه حرام باشد چگونه مىتواند صحيح هم باشد . آيا عبادتى با وصف حرمت مىتواند اتّصاف به صحّت هم پيدا كند ؟ و حرمت و نهى در عبادات ، باعث بطلان عبادت است و اگر عبادت و نماز « تمام » باطل بود پس مىتوان مأمور به را اتيان نمود و در نتيجه با اتيان آن استحقاق عقاب بر طرف مىشود .
[ 1 ] - جواب : در بحث « ضد » مطلبى بيان كرديم كه اگر : دو شىء با يكديگر تضاد داشتند مسئلهء تضاد ، ملازم با اين نيست كه عدم احد الضدّين مقدّمهء وجود ضدّ ديگر باشد و يا وجود احد الضدّين سبب عدم ضد ديگر باشد در باب « ضدّين » مسئلهء سببيّت و مسببيّت و مقدّميّت و ذىالمقدّميّت مطرح نيست بلكه در باب ضدّين مسئلهء ملازمه ، مطرح است يعنى هميشه وجود احد ضدّين ، ملازم با عدم ديگرى است بدون اينكه تقدّم و تأخّرى كه لازمهء مقدّميّت و ذىالمقدّميّت است در ميان باشد و در مورد متلازمين گفتيم كه اگر احد المتلازمين يك حكمى داشت ، لازم نيست كه ملازم ديگر ، همان حكم را داشته باشد و ملازمه ، اقتضاى مشاركت در حكم را نمىكند فقط آن مقدارى كه در متلازمين هست اين است كه : متلازمين نبايد دو حكم متناقض داشته باشند مثلا نمىشود يك طرف آن واجب و طرف ديگرش حرام باشد و معذلك ملازمه هم در ميان باشد ، امّا مانعى ندارد كه يكى از متلازمين واجب و ديگرى مباح باشد و . . .