تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و أمّا الأحكام ، فلا إشكال في وجوب الإعادة في صورة المخالفة ، بل في صورة الموافقة أيضا في العبادة ، فيما لا يتأتّى منه قصد القربة و ذلك لعدم الإتيان بالمأمور به [ 1 ] .
شرح
مىكند - بلكه مىگوئيم وجوب تعلّم براى تهيّؤ و وجوب ساير تكاليف است و اين نوع وجوب ، همان وجوب نفسى تهيّئى است . [ به عبارت اخرى ممكن است كه چيزى واجب باشد نفسا و فايدهء او حصول چيز ديگرى باشد مثل غالب واجبات نفسيّه مثل صلاة كه واجب نفسى است فايدهء او نهى از فحشاء و منكرات است« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ »و علم هم واجب نفسى باشد و فايدهء او مهيّا شدن عبد باشد براى تكاليف الهيّه . . . « 1 » ] . قوله « فافهم » : اشاره به اين مطلب است كه منافاتى ندارد كه چيزى وجوب نفسى داشته باشد لكن درعين‌حال ، رعايت چيز ديگرى در آن شده باشد . [ 1 ] - بحث ما در اين جهت بود كه اگر كسى - جاهل مقصّر - بدون فحص به اصالة البراءة تمسّك نمود چه آثار و احكامى برآن مترتّب مىشود تاكنون دربارهء استحقاق عقوبت آن فرد ، بحث مىكرديم امّا حال ببينيم از نظر احكام وضعيّه و صحّت و بطلان عمل ، حكم مسئله چيست ؟ اگر كسى بدون فحص به اصالة البراءة تمسّك نمود و عملى را انجام داد و در نتيجه با واقع « 2 » ، مخالفت نمود در اين صورت بايد آن عمل را اعاده نمايد . مثال : فرض كنيد جزئيّت سوره در نماز براى فردى مشكوك بود ولى او بدون
هامش
( 1 ) - شرح كفاية الاصول مرحوم خوئينى 2 / 192 . ( 2 ) - مقصود از مخالفت واقع ، اين است كه با آنچه كه وظيفه‌اش بود ، مخالفت نمود مثلا مقلّد ، عملش مخالف با فتواى مرجع تقليدش بود و يا مجتهد ، عملش مخالف با دليلى بود كه بعدا نسبت به آن مطلع شد درحالىكه قبلا هم مىتوانست فحص و آن را مشخّص كند لكن عمدا فحص را ترك كرد .