شرح
مىتوانيد بگوئيد عبد مستحقّ عقوبت است « 1 » .
مثال : عبدى احتمال مىدهد كه مولا تكليفى را بهصورت « اكرم زيدا إن جاءك » - واجب مشروط - بيان كرده باشد لكن بدنبال تحقيق و تفحّص نرفت تا متوجّه وظيفهء خود شود و بعد از آنكه مجىء زيد - شرط - محقّق شد ، او بطور كلّى از تكليف مولا غافل بود و اصلا توجّه نداشت كه شايد مولا دربارهء زيد تكليفى داشته باشد لذا اكرام زيد در خارج ، محقّق نشد و بر اثر ترك تفحّص ، واجب مشروط ، اتيان نشد در اين صورت ، طبق كدام مبنا مىگوئيد عبد ، مستحقّ عقوبت است ؟ قبل از تحقّق مجىء زيد ، تكليفى متوجّه عبد نبود زيرا در واجبات مشروط ، قبل از شرط تكليف ، فعليّت ندارد ، پس نمىتوان گفت او مستحقّ عقاب است و بعد از تحقّق مجىء زيد ، تكليفى متوجّه عبد نبود زيرا به علّت غفلت ، نسبت به اكرام زيد ، متمكّن نبود .
خلاصه : قبل از تحقّق شرط ، تكليفى متوجّه عبد نبود و بعد از تحقّق شرط هم عبد اصلا غافل و تكليف مغفول عنه بود ، لذا طبق كدام ، ملاك بگوئيم عبد ، مستحق عقوبت است ؟
و همچنين در واجبات موقّت مانند نمازهاى يوميّه ، قبل از وقت ، عبد ، احتمال تكليف مىداد و لكن تكليف موقّت قبل از وقت ، فعليّت ندارد و بعد از وقت هم او نسبت به تكليف ، غافل و غير متمكّن بود ، لذا چگونه مىگوئيد فرد غافل ، مستحق عقاب است ؟
هامش
( 1 ) - در تكاليف مطلق اگر ترك تعلّم و فحص منجر به مخالفت تكليف هم نشود طبق نظر مصنّف عبد مستحقّ عقوبت است - به علّت تجرّى - در اين فرض هم اشاره به صورت تجرّى نموديم .