تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بل مجرّد تركهما كاف في صحّتها ، و إن لم يكن مؤدّيا إلى المخالفة ، مع احتماله ، لأجل التّجرّي و عدم المبالاة بها [ 1 ] .
شرح
واقعى مولا شود در اين صورت عبد به خاطر مخالفت با تكليف مولا مستحقّ عقوبت است زيرا در اين صورت ، مخالفت با مولا محقّق شده است و منشأ آن‌هم ترك تعلّم و تفحّص بوده است . مثال : فرضا مجتهدى بدون مراجعه به مظانّ وجود دليل و بدون مراجعه به كتاب وسائل الشّيعه به اصل برائت ، تمسّك نمود و در نتيجه به علّت ترك فحص با تكليف مولا مخالفت نمود يا مقلّدى بدون مراجعه به رسالهء عمليّه و فتواى مرجع تقليد به اصل برائت ، تمسّك نمود و منجرّ به مخالفت با تكليف مولا شد در اين صورت چون مخالفت با مولا تحقّق پيدا كرده او مستحقّ عقاب است گرچه هنگام مخالفت با تكليف به‌طور كلّى نسبت به آن تكليف ، غافل بوده است . اشكال : مخالفت او با تكليف مولا غفلة و بدون اختيار بوده است و لذا نمىتوان گفت او مستحق عقاب است . جواب : او به‌هرحال با تكليف مولا مخالفت نموده است و مخالفت او بالاخره به يك امر اختيارى برمىگردد و آن امر اختيارى ، ترك فحص و ترك تعلّم بوده است زيرا او قبل از تمسّك به اصل برائت مىتوانست فحص نمايد و مرتكب مخالفت با تكليف مولا نشود و همين‌قدر كه مخالفت او به يك امر اختيارى منتهى شود ، اين كافى براى صحّت عقوبت است . [ 1 ] - اكنون مصنّف كلمهء « بل » به كار مىبرند و پا فراتر مىنهند كه : اگر ترك تعلّم و تفحّص منجرّ به مخالفت با تكليف مولا هم نشود باز هم مىگوئيم او به علّت تجرّى مستحقّ عقوبت است زيرا او احتمال مىداد كه ممكن است ترك تعلّم به مخالفت با مولا منجر شود .