و من ذلك ظهر الإشكال في دلالة الثّاني أيضا ، حيث لم يظهر في عدم سقوط الميسور من الأجزاء بمعسورها ، لاحتمال إرادة عدم سقوط الميسور من أفراد العامّ بالمعسور منها [ 1 ] .
شرح
از پيامبرانشان دچار مشكلات و هلاكت شدند و . . . و بعد فرمودند « اذا امرتكم بشىء فأتوا منه ما استطعتم . . . » .
با توجّه به مورد و جوابى كه در روايت بود مىگوئيم روايت مذكور ، مربوط به تبعيض در افراد و تكرار حج است نه اجزاء ، زيرا صحيح نيست كه بگوئيم مراد اين است كه هر مقدار از اجزاء حج را مىتوانيد ، همهساله انجام دهيد چون حج عملى است مركّب و با وجود شرائط ، مجموع آن را بايد انجام داد .
خلاصه : براى اثبات وجوب بقيهء عمل - مأمور به بدون بعضى اجزاء - نمىتوان به روايت مذكور تمسّك نمود .
اشكال : مورد ، مخصّص نيست و مىتوانيم در مورد تبعيض در اجزاء به روايت مذكور ، تمسّك كنيم .
جواب : آرى مورد ، مخصّص نيست امّا اين احتمال را ايجاد مىكند كه مختص به تبعيض در افراد باشد لذا بايد دليلى بر تعميم ، اقامه نمود البتّه مناقشات ديگرى هم مىتوان بر روايت مذكور وارد نمود .
تذكّر : با توجّه به مطالب گذشته معلوم شد كه روايت مذكور فقط در مورد اجزاء و عمل فاقد جزء مىتواند مطرح شود نه در باب شرائط و عمل فاقد شرط .
[ 1 ] -
ب : « الميسور لا يسقط بالمعسور » .
اين روايت در كتاب عوالى اللئالى « 1 » از حضرت على عليه السّلام حكايت شدههامش
( 1 ) - ر . ك عوالى اللئالى 4 / 58 مع اختلاف يسير ( كفاية الاصول طبع مؤسّسهء آل البيت / 370 ) .