شرح
داراى اجزاء باشد لذا طبق اين معنا ، روايت شاهدى براى محلّ بحث ما نيست .
آيا كلمهء « من » مىتواند به معنى « باء » تعديه باشد « 1 » ؟
خير ، اگر كلمه « من » بهمعناى « باء » تعديه باشد باز هم شاهدى براى بحث ما نمىباشد و معنى روايت چنين مىشود « اذا امرتكم بشىء فأتوا منه اى فأتوا به - بتمامه - » .
خلاصه : استدلال به روايت در صورتى است كه « من » براى تبعيض باشد - نه براى تبيين و تعديه - و از راه تبعيض ثابت كنيم كه مرجع ضمير « منه » شىء است و آن شىء بايد مركّب و داراى اجزاء باشد و اگر مىتوانيم تمام آن مركّب را اتيان كنيم و چنانچه قدرت بر اتيان تمام اجزاء نداريم همان مقدار از آن مركّب را كه قدرت بر اتيانش داريم بايد انجام دهيم .
آيا استدلال به روايت مذكور صحيح است يا نه ؟
مصنّف مىفرمايند ، مىپذيريم كه ظهور كلمهء « من » براى تبعيض است امّا دو نوع تبعيض داريم .
1 - تبعيض به لحاظ اجزاء مأمور به 2 - تبعيض به لحاظ افراد مأمور به .
معانى تبعيض به لحاظ اجزاء مأمور به را اتيان كرديم امّا معناى تبعيض به لحاظ افراد مأمور به : كأنّ رسول اللّه « ص » طبق اين روايت فرمودهاند كه : اذا امرتكم بشىء - بطبيعة - ذات افراد فأتوا منه يعنى زمانى كه دربارهء چيزى و طبيعتى كه داراى افرادى هست فرمانى به شما دادم هر مقدار از آن افراد را كه قدرت بر اتيانش داريد انجام دهيد و نسبت به افرادى كه قدرت و تمكّن بر اتيان آن نداريد مانعى از تركش
هامش
( 1 ) - نه « باء » تبعيض مانند فامسحوا برءوسكم .