شرح
وجود ندارد .
طبق اين احتمال با اينكه « من » براى تبعيض است امّا شاهدى بر بحث ما نمىباشد و ما احتمال مىدهيم كه « من » براى تبعيض در افراد باشد - نه اجزاء - و برفرض كه ما بپذيريم كلمهء « من » بهحسب استعمالات عرفيّه ، براى تبعيض به لحاظ اجزاء هست درعينحال مىگوئيم قرينهاى وجود دارد كه روايت مذكور در مورد تبعيض به لحاظ افراد است نه اجزاء و آن قرينه اين است كه :
روزى رسول اللّه « ص » به مردم فرمودند كه بدانيد خداوند متعال حج را بر شما واجب نموده است سپس فردى بنام « عكاشه » يا « سراقة بن مالك » سؤال كرد يا رسول اللّه آيا همهساله بايد مناسك حج را انجام دهيم يا اينكه در تمام عمر ، يك مرتبه بايد مناسك حج را انجام داد ، رسول اللّه « ص » در مورد اين سؤال جوابى ندادند تا اينكه سائل دو مرتبه يا سه مرتبه سؤال را تكرار نمود و رسول اللّه « ص » ناراحت شدند و فرمودند چه تأمينى دارى اگر در جواب سؤال تو بگويم « آرى » در نتيجه ، همهساله ، حج بر شما واجب مىشود و طبعا قدرت هم نداريد كه همهساله مناسك حج را انجام دهيد و در نتيجه بر اثر ترك وظيفه راه هلاكت را مىپيمائيد و كافر مىشويد « 1 » لذا اينقدر ، سؤال نكنيد ، چرا اينقدر ، تعقيب مىكنيد اين سؤالات انسان را در زحمت مىاندازد همانطور كه بعضى از امم گذشته « 2 » به علّت كثرت سؤال
هامش
( 1 ) - مراد از كفر ، كفر اصطلاحى نيست بلكه مقصود همان كفرى است كه در دنبال آيهء مربوط به حج است للّه على النّاس حجّ البيت من استطلاع اليه سبيلا و من كفر فانّ اللّه غنى عن العالمين . « . . . و فى التهذيب عنه ( ع ) فى قوله تعالى و من كفر قال يعنى من ترك » ر . ك تفسير صافى ذيل آيهء مذكور .
( 2 ) - مانند قوم بنى اسرائيل كه در مورد بقره سؤالات زيادى از حضرت موسى ( ع ) نمودند و دچار مشكل شدند .