فقد روي أنه خطب رسول اللّه « صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » ، فقال : « إنّ اللّه كتب عليكم الحج ، فقام عكاشة - و يروى سراقة بن مالك - فقال : في كلّ عامّ يا رسول اللّه ؟ فأعرض عنه حتّى أعاد مرّتين أو ثلاثا ، فقال : ويحك ، و ما يؤمّنك أن أقول : نعم ، و اللّه لو قلت : نعم ، لوجب ، و لو وجب ما استطعتم ، و لو تركتم لكفرتم ، فاتركوني ما تركتم ، و إنّما هلك من كان قبلكم بكثرة سؤالهم ، و اختلافهم إلى أنبيائهم ، فإذا أمرتكم بشىء فأتوا منه ما استطعتم ، و إذا نهيتكم عن شيء فاجتنبوه » [ 1 ] .
شرح
ساير اجزاء مىنمائيم و مىگوئيم نماز بدون سوره بر ما واجب است و همانطور كه قبلا متذكّر شديم شرط جريان استصحاب مذكور ، اين است كه عرف در تشخيص موضوع مسامحه كند و بگويد نماز مع السّورة و نماز بدون سوره يك موضوع است تا بتوانيم استصحاب را در موضوع جارى نمائيم و اين در صورتى است كه آن جزء از اجزاء ضعيف باشد و وجود و عدمش دخالت خيلى مؤثّرى در مأمور به نداشته باشد و با عدمش و لو مسامحة عرف بگويد عنوان مأمور به و عنوان صلاة تحقّق دارد و الا اگر جزئى از اركان مأمور به باشد در اين صورت حتّى با مسامحه نمىتوان گفت فاقد جزء ، همان واجد جزء است .
تفاوت دو نوع استصحاب مذكور چيست ؟
استصحاب به طريقه اوّل ، استصحاب « كلّى » قسم ثالث بود امّا در طريقهء دوّم « شخص و خصوص » وجوب اوّل را استصحاب نموديم نه استصحاب « كلّى » را .
قاعدهء ميسور
[ 1 ] - گرچه محلّ نزاع را قبلا « 1 » مشخّص كردهايم ، امّا مجدّدا هم متذكّر مىشويم :هامش
( 1 ) - در تنبيه چهارم .