شرح
باشيم ، امر مولا نسبت به اتيان مأمور به ساقط نمىشود و بايد مأمور به را فاقدا عن الشّرط او الجزء اتيان نمائيم . مثلا مىدانيم يكى از شرائط نماز ، طهارت لباس است امّا نمىدانيم اين شرطيّت ، اطلاق دارد « 1 » يا مخصوص حالى است كه ما قدرت بر تطهير ثوب داريم ، در نتيجه اگر طهارت لباس ، مطلقا شرط باشد ، در صورتى كه ما نتوانيم اين شرط را رعايت كنيم ، اصلا تكليفى نسبت به نماز نداريم زيرا قدرت يكى از شرائط تكليف است امّا اگر طهارت لباس ، مخصوص حال تمكّن باشد در صورتى كه ما عاجز از تطهير لباس باشيم ، بايد نماز را بدون طهارت لباس بخوانيم و شما فرض كنيد كه اكنون وقت خواندن نماز است و ما قدرت بر تطهير لباس هم نداريم ، وظيفه ما چيست ؟ آيا نماز را ترك كنيم يا اينكه نماز را بدون تطهير لباس بخوانيم ؟
جواب : در درجهء اوّل بايد به اطلاق دليل ، رجوع و وظيفه را مشخّص نمود و واضح است كه در فرض مسئله دو اطلاق ممكن است موجود باشد كه نتيجهء آنها هم متفاوت است ، « اطلاق دليل جزء يا شرط » ، « اطلاق دليل مأمور به » .
الف - اگر دليل جزء و شرط ، اطلاق دارد بايد به آن رجوع نمود ، زيرا اطلاق دليل جزء و شرط بر اطلاق دليل مأمور به حاكم است و لازمهء اطلاق دليل جزء و شرط اين است كه جزئيّت و شرطيّت حتّى در حال عجز به قوّت خود ، باقى است ، فرضا اگر نمىتوانيد نماز را با طهارت لباس بخوانيد اصلا نماز را از عهدهء شما ساقط است و امر به نماز نداريد .
ب - اگر دليل جزء و شرط اطلاق نداشته باشد بايد به اطلاق دليل مأمور به رجوع
هامش
( 1 ) - يعنى حتّى در صورتى كه ما از تطهير لباس ، عاجز باشيم ، طهارت لباس شرطيّت دارد .